بایگانی دسته‌ها: فیلم‌های جنایی

نکات جالب درباره فیلم قصه های عامه پسند

استاندارد

کتاب پرونده یک خوره فیلم: سینمای کوئنتین تارانتینو (پال ای وودز | افشين ابراهيمي | نشر چشمه) کتاب خوبیه متشکل از یک سری مقالات درباره فیلم های تارانتینو که میشه توش نکاتی خواندنی از فیلم ها پیدا کرد. یک سری از نکات اشاره شده در این کتاب درباره فیلم Pulp Fiction که فیلم مورد علاقه خودم از تارانتینو هست رو اینجا میذارم.

در مورد اسم فیلم:

تارانتینو دو تعریف از کلمه Pulp ارائه میده:

  1. pulp /’p&lp/ n. A soft, moist, shapeless mass of matter
    توده ای نرم، مرطوب و بی شکل از ماده. این معنی یادآور عبارت Beaten to a pulp هم هست (کتک خورده تا حد له شدن). در فیلم می بینیم که شخصیت های اصلی از وضعیت مرتب و مقتدر کم کم به حالت خونین، نامرتب، کثیف و کتک خورده در میان (جولز، وینسنت، مارسلوس، میا، بوچ).
  2. Title Card: A magazine or book containing lurid subject matter and being characteristically printed on rough, unfinished paper.
    نشریه ای (مجله یا کتاب) شامل موضوعات زننده (اشاره به مجله پلیسی قدیمی Black Mask). فیلمنامه فیلم شدیدا تاثیر گرفته از قصه های جنایی عامه پسند قدیمیه که در مجله Black Mask چاپ می شدند (به نوعی ادای دین تارانتینوست). از مشخصه های داستان های این ژانر اغراق، دیالوگ های پر از اصطلاحات عامیانه و توجه به رفتار و گفتار مردانه اس. تارانتینو هم دقیقا به دلیل همین موارد به این سبک علاقه داره: سبکی که گاهی آدم بدها رو در مرکز صحنه قرار میده و به سطحی از بی اخلاقی می رسونه که مخاطب رو تا قلمروهایی کشف نشده می بره، به جایی که نمی دونه چه احساسی باید داشته باشه. Read the rest of this entry

TOP 10: برترین فیلم های دهه اخیر از نگاه من

استاندارد

درست کردن لیست های Top 10 یکی از کارهای مورد علاقه منه. در همین راستا بیست لیست محبوبم در دهه اخیر (2000-2009) رو معرفی می کنم. البته این لیست کاملا شخصی و سلیقه ایه و بیانگر فیلم های برتر دهه به طور کلی نیست، ضمن اینکه فیلم های انیمیشن در نظر گرفته نشدند.

سم به انتهای ماموریت تک نفره و 3 ساله اش در ماه نزدیک میشه و شوق برگشت به زمین و دیدار دوباره خانواده اش بهش انگیزه ای مضاعف داده. ولی بعد از نجات پیدا کردن از سانحه ای در سطح ماه، متوجه وجود فرد دیگه ای کاملا شبیه به خودش در ایستگاه میشه و این سرآغاز پی بردن او به دروغ های بی شماریه که زندگی اش رو تشکیل دادن.

Moon یک فیلم مینیمال علمی – تخیلی با تم فلسفی و با محوریت موضوعات شبیه سازی، و رابطه بین انسان و ماشینه. فیلم بیننده رو با سوالات فلسفی عمیقی درگیر می کنه؛ و در پایان ما رو به این فکر می اندازه که حقیقتا تا چه حد خاطرات و احساساتمون اصالت دارن و چه مشخصه ای فردیت و هویت این من رو تبیین می کنه و ما رو از دیگران متمایز می کنه؟

Read the rest of this entry

نگاهی به ضد قهرمان دوست داشتنی: لوک خوش دست

استاندارد

متاسفانه در دوره ای از تاریخ بشریت به سر می بریم که همه به دنبال قهرمان می گردیم. سالهاست که فیلم های ابرقهرمانی گیشه ها و قلب ها رو تسخیر کردن و حتی در زندگی عادی مون هم به راحتی میشه رد قهرمان طلبی رو پیدا کرد. همه به دنبال کسی می گردیم که به جای ما (یا جلوی ما در صف مقدم) بجنگه و بار ترس و بدبختیمون رو به دوش بکشه و در نهایت نجاتمون بده. در دنیای خیال، بسیاری از قهرمان ها مثل سوپرمن و زورو این مسوولیت رو می پذیرن و این بار سنگین رو تا انتها به دوش می کشن، تا جایی که نجات انسان ها تبدیل به الویت زندگیشون میشه. ولی در دنیای واقعی خیلی به ندرت میشه قهرمانان حقیقی رو پیدا کرد. اغلب وقتی امیدمون رو به کسی می بندیم در نهایت به نقطه ای می رسیم که می بینیم قهرمانمون طاقت یا شایستگی به دوش کشیدن این بار رو نداره، یا خیلی ساده، دیگه نمیخواد قهرمان باشه. یه سری از ضد قهرمان ها اینطور به وجود میان.

یکی از شاخص ترین، دوست داشتنی ترین و به یاد موندنی ترین ضد قهرمان های سینمایی از این دست، لوک جکسون ه در فیلم لوک خوش دست (Cool Hand Luke)


Read the rest of this entry