بایگانی دسته‌ها: آخرین فیلم‌هایی که دیدم

2014 در قاب (1): Interstellar

استاندارد
2014 در قاب (1): Interstellar

از پایان سال 2014 البته چند ماهی گذشته، و میشه گفت که بیشتر فیلمهای 2014 تا الان در دسترسمون قرار گرفتن. به همین دلیل فکر کردم بد نیست در مجموعه پست‌هایی، فیلمها و سریال های برتر سال گذشته (طبعا در حیطه‌های مورد علاقه‌ام) رو معرفی کنم. اول قصد داشتم پست واحدی در این زمینه بنویسم، ولی با شروع نوشتن دیدم حجم مطلب زیاده و بهتره در چندین پست مجزا قرار بگیره.

پست اول رو به فیلم Interstellar اختصاص میدم، که بدون شک استحقاق یک پست جداگانه رو داره.

Interstellar

فیلم پرستاره و پرجایزه Interstellar، که ماه‌ها بود منتظرش بودیم، تجربه‌ای شگفت‌انگیز از کار دراومد که وادارم کرد سه بار پشت سر هم ببینمش تا تک‌تک ریزه‌کاری‌ها و ظرافت‌های داستانیش رو جذب کنم. با اینکه نولان، خوب یا بد، هرگز جزو کارگردان‌های محبوبم نبوده و کارهاش رو بدون روح می‌دونستم، ولی توی این فیلم آخر، که شخصی‌ترین فیلمش هم هست، انگار فوت کوزه‌گری رو بالاخره کشف کرد و تونست از روی فیلمنامه‌ای بی‌نقص، فیلم علمی-حماسی باشکوهی بسازه که نه فقط از نظر بصری و تکنیکی اعجاب‌انگیز و نفس‌گیره، بلکه داستانی زیبا و انسانیه که به اعماق وجود نفوذ می‌کنه.

Interstellar-3

Read the rest of this entry

Advertisements

فیلم Her: تعمقی در معنای زندگی

استاندارد
فیلم Her: تعمقی در معنای زندگی

آیا تا به حال از خودتون پرسیدید که چه چیز هر یک از ما رو «ما» می‌کنه؟ سلولها و رمز ژنتیکی‌مون؛ مغز، افکار، خاطرات، یا احساساتمون؛ تاثیرات محیط و اجتماع، یا تجاربمون، یا کیفیتی ناشناخته فراتر از اینها؟ اگر زمانی علم بخواد آگاهی افراد درگذشته رو برگردونه، نگهداری و برگردوندن مغز یا جسمشون کافیه؟ اگر روزی با استفاده از DNA من یک کلون ساخته بشه، اون «من» خواهد بود؟ این فردیت و «آگاهی» که به عنوان «من» می‌شناسیم دقیقا چیه و کجاست؟

این وادی بسیار جنجال‌برانگیزه؛ ماده‌باورها به این سوال یکجور جواب میدن و مذهبی‌ها و غیر ماده‌باورها طور دیگه، و البته هنوز راهی برای اثبات هیچیک از نظریات موجود در دست نداریم، بنابراین ابراز نظر قطعی و رد کردن هر یک از نظرات دو گروه، نامعقول به نظر می‌رسه. اما از طرفی این موضوع بستر بسیار جالبی برای گمانه‌زنی‌های فلسفیه. تصورش رو بکنین؛ اگر روزی دانش بشر به حدی برسه که بتونه رباتهایی حقیقتا انسان‌نما بسازه، رباتهایی که علاوه بر هوش، احساسات و قابلیت رشد داشته باشند، رباتهایی فوق پیچیده مثل دانیل اولیواو در سری رباتها و بنیاد (آیزاک آسیموف)، یا ابَر رباتهای فیلسوف سری راما (آرتور سی. کلارک)، چطور قادر خواهیم بود بین کیفیت هوش و احساسات طبیعی انسان و هوش و احساسات مصنوعی رباتها تمایز قائل بشیم و یکی رو اصیلتر و حقیقی‌تر از دیگری بدونیم؟ آیا این حقیقت که یک موجود صاحب «آگاهی»، بتونه احساسات رو تجربه کنه و قابلیت تکامل داشته باشه، کافی نیست که برای وجودش اصالت قائل بشیم و اونو «زنده» و هم‌ارز انسانها بدونیم؟ اصالت وجود و زنده بودن به کیفیت آگاهی برمی‌گرده یا سرمنشا اون هم مهمه؟

Robot

البته همین عدم قطعیت و نظرات بسیار متناقض باعث میشه عده کمی از نویسندگان جسارت یا توانایی ورود به این حیطه رو داشته باشن. اما اسپایک جونز در فیلم آینده‌نگر Her این ریسک رو پذیرفته، و حاصل کار هم یکی از بهترین فیلم‌های سالهای اخیر از کار در اومده. (درباره این فیلم می‌تونین پست خوب یک‌پزشک رو بخونید یا در ویکی‌پدیا اطلاعات کسب کنید). Her در کنار Gravity (و حتی شاید اندکی بهتر از اون) با اختلاف زیادی از سایر فیلمها، بهترین فیلم‌های سال گذشته بودند، به مراتب بهتر از ملودرامهای آبکی تحسین‌شده و پرجایزه، که متاسفانه آکادمی اسکار همیشه امثال اونها رو به فیلمهای ژرف علمی – تخیلی ترجیح میده.

Read the rest of this entry

مروری بر فیلم‌های سال 2012 – بخش 1

استاندارد
مروری بر فیلم‌های سال 2012 – بخش 1

موعد اسکار نزدیکه و این روزها فیلم‌های خوب سال قبل دارن در دسترس قرار می‌گیرن. از بین فیلم‌های 2012 قبلا چند مورد رو معرفی کردم. به تدریج در چند پست بقیه فیلم‌های 2012 که دیدم رو هم معرفی می‌کنم.

Flight

Flight

بعد از سال‌ها انتظار بالاخره رابرت زمه‌کیس دوباره فیلمی غیر انیمیشنی ساخت. پرواز فیلم خیلی خوبیه و میشه گفت که ارزش انتظار رو داشت. فیلم درباره یک خلبان هواپیمای مسافربریه (دنزل واشینگتن)، مردی تنها، بی‌هدف و الکلی که مواد مخدر هم مصرف می‌کنه و حتی از نوشیدن و مصرف بیش از حد پیش از پرواز ابایی نداره. ولی اوضاع بغرنج میشه وقتی که او مجبور میشه هواپیمایی در حال سقوط رو به زمین بنشونه و با تبعات سوء رفتارهاش روبرو بشه … Read the rest of this entry

معرفی فیلم: بینوایان

استاندارد
معرفی فیلم: بینوایان

وقتی خبر ساخته شدن بینوایان (Les Miserables) رو خوندم، اولین فکری که به ذهنم رسید این بود که: عجب فکر بدی! اقتباس از داستان بارها شنیده و اقتباس شده‌ای مثل بینوایان، به احتمال زیاد نمی‌تونه فیلم جالبی از آب در بیاد، اونم با در نظر گرفتن اینکه سبک رمان، رئالیسمه، سبکی که هدفش نشون دادن فقر و بیچارگی طبقه فرودست جامعه با اغراق و بزرگ‌نمایی زیاده، و داستان تلخی در چنین سبک واقع‌گرایانه‌ای رو چطور میشه به صورت موزیکال به تصویر کشید؟ هیچ جایی برای خیال‌پردازی شاعرانه در این داستان سیاه و غم‌انگیز وجود نداره. ولی با گذشتن 5 دقیقه از شروع فیلم نظرم عوض شد.

Les Miserables 1

Read the rest of this entry

آخرین فیلم هایی که دیدم – 1

استاندارد

Prometheus – 2012

این فیلم عزیز! انقدر در موردش نقد و تفسیر نوشته شده که واقعا نیازی به توضیح نیست. بعد از چند سال بالاخره یه فیلم علمی – تخیلی واقعی و ناب و عمیق دیدم. بعضا دیدم گفته میشه که این فیلم در حد بیگانه نبود، ولی به نظر من از اون بهتر هم بود، با وجود یه سری ایراداتش، خیلی پخته تر بود و تاکیدش به جای ژانر وحشت، روی بار علمی – تخیلی داستان بود و این برای من یه نکته مثبت مهمه. از ارجاعات اسطوره ای اش هم خیلی لذت بردم. 9/10 

Read the rest of this entry