سفری به دوزخ

استاندارد
سفری به دوزخ

متاسفانه مدتیه که کمتر فرصتی برای نوشتن پیدا می‌کنم، و حقیقت اینه که فیلم‌ها و سریالهای جدید هم انقدر توجهم رو جلب نکردن که انگیزه‌ای برای نوشتن درباره‌شون داشته باشم. ولی به‌تازگی خوندن کتاب دوزخ دن براون رو تموم کردم. کتاب‌های دن براون رو دوست دارم نه فقط به این دلیل که مهیجند و لذت‌بخش، و آدم رو از روزمرگی دور می‌کنن و به دنیای تاریخ و نمادها و توطئه‌ها و کشف رموز می‌برن؛ بلکه تا اندازه‌ای هم به این دلیل که همیشه نکات جدیدی رو بهم یاد میدن، و ذهنم رو به تکاپو و سوال وامی‌دارن. براون از معدود نویسندگانیه که برای نوشتن آثارش تحقیقات مفصلی انجام میده، و جذابیت آثارش که غالبا معجونی از واقعیات تاریخی و تئوری‌های توطئه هستند، تا حدی مرهون همین موضوعه.

Inferno

البته این کتاب هم مثل آثار دیگر دن براون با بازخوردهای دوگانه‌ای روبرو شده؛ از طرفی کتاب به مدت چندین هفته در صدر کتاب‌های پرفروش نیویورک تایمز قرار گرفته، و از طرف دیگه منتقدان اونو به سخره گرفتن. اما حقیقت اینه که جذابیت غیر قابل انکاری در آثار دن براون هست که فروش بالای اونها هم بیانگر همین نکته‌اس. شخصا به عنوان کسی که در دوران نوجوانی با آثار ادبی کلاسیک اروپا زندگی کردم و برای این دست آثار ارزش فوق‌العاده‌ای قائلم، معتقدم که ژانر سرگرم‌کننده هم ژانر قابل اعتناییه و نباید همه آثار این ژانر رو به یک چوب راند. به هر حال (و متاسفانه) بیشتر مردم دنیا احتمالا حوصله خوندن پروست و داستایوسکی و دانته رو ندارن، ولی عده زیادی به دنبال آثار سرگرم‌کننده هستن، و چه بهتر که کتاب‌های دن براون رو بخونن که حداقل کمی به فکر فرو برن و چند نکته جدید یاد بگیرن.

براون در دوزخ، کتاب دیگری از سری ماجراهای رابرت لنگدان، این بار ما رو به دنیای دانته می‌بره، نه تنها به ایتالیا و دوران رنسانس، بلکه به خود دوزخ؛ لنگدان این بار با زیست‌شناس نابغه‌ای به نام برتراند سوبریست طرفه، ترابشرگرایی که نگران رشد تصاعدی جمعیت انسانیه، و معتقده که این رشد سرانجام در کمتر از 100 سال آینده بشر رو به فروپاشی و انقراض می‌کشونه.

کتاب کمی طولانیه، و به‌خصوص در نیمه اول بیش از حد به جزئیات پرداخته و تا حدودی خسته کننده است. اما مثل همیشه در نیمه دوم سرعت بسیار خوبی می‌گیره و هیجان و تعلیق رو به اوج می‌رسونه. براون همیشه چیزی در آستین داره که با اون ما رو متحیر کنه.

جالبه که بدونین مینی سریال علمی-تخیلی و غیرمعمول Utopia محصول 2013 انگلیس هم مضمون نسبتا مشابهی با کتاب دوزخ داره؛ رشد تصاعدی و نگران‌کننده جمعیت انسانی، و گروهی که به نام خیرخواهی سعی در پیدا کردن راه حلی رادیکال برای این مشکل دارند.

Utopia

کتاب دوزخ برام چند نکته جالب داشت، یکی از اونها نقاب مرگ بود، روشی که چندصد سال پیش ازش استفاده می‌شد تا چهره فرد متوفا رو در حین مرگ با قالب‌گیری گچی جاودانه کنند. در عکس زیر نقاب مرگ دانته رو می‌بینید.

2697135032_7e07ca36fc_z

و نکته دیگه نقاب طبیبان طاعون، روشی که پزشکان در دوره شیوع طاعون در اروپا که بخش زیادی از جمعیت رو قلع و قمع کرد، به صورت میذاشتن تا آلوده نشن. هر چند الان دیدنش بیشتر حس ترس رو القا می‌کنه تا نجات.

Plague Doctor Mask 3

رشد جمعیت و خطر انقراض نسل بشر؛ واقعیت یا توهم؟

اما جالب‌تر از خود کتاب، موضوع بحث برانگیز کتابه. آیا حقیقتا همونطور که براون ادعا کرده، وضعیت رشد جمعیت در جهان بحرانیه و بشر در معرض خطر انقراضه؟

جواب اینه که، پاسخ قطعی برای این سوال وجود نداره، ولی قطعا باید نگران باشیم و به دنبال راه چاره بگردیم.

worldpopulat

عده‌ای از دانشمندان مثل پروفسور فرنک فنر (Professor Frank Fenner) در این زمینه بسیار بدبینند و معتقدند که با سیر کنونی نسل بشر قطعا تا 100 سال دیگه منقرض خواهد شد (+)؛ مانند اتفاقی که در جزیره ایستر افتاد؛ در ابتدا در این جزیره جمعیت کمی ساکن بودند، جمعیت در ابتدا به تدریج اضافه شد و از جایی به بعد ناگهان رشد جمعیت به حد انفجار رسید، جنگل‌ها به دست مردم از بین رفتند و تمام جانوران درختی منقرض شدند. در حدود سال 1600 میلادی، جمعیت شروع به فروپاشی کرد و در قرن 19 دیگه اثری از ساکنان جزیره باقی نموند. متاسفانه بین اتفاقی که در جزیره ایستر در مقیاس کوچک، و در کره زمین با مقیاس بزرگ داره رخ میده شباهت‌های غیر قابل انکاری وجود داره.

اما خب از طرفی هم گروهی از دانشمندان خوش‌بین هستند و معتقدند که هنوز دیر نشده و میشه با افزایش آگاهی، از فاجعه جلوگیری کرد. 

چه باید کرد؟

کاری که ما می‌تونیم بکنیم کمک به افزایش آگاهی اطرافیانمونه.

از طرف دیگه، همه ما وظیفه داریم به حفظ و نگهداری تنها خونه‌ای که داریم، کره زمین، کمک کنیم. این کار می‌تونه از طریق فعالیت‌های آگاهی‌بخش مرتبط با حفظ محیط زیست و منابع طبیعی، و جلوگیری از تخریب جنگل‌ها و زیست‌بوم‌ها و انقراض گونه‌های جانوری باشه، یا کمک به گسترش انرژی‌های پاک، مانند انرژی‌های بادی و خورشیدی و …، به‌جای نفت و گاز. شاید این حرف‌ها شعاری به نظر برسه و بیشتر به‌عنوان نوعی ادای روشنفکری تلقی بشه، اما حقیقت اینه که همه ما مسوولیم، و کسی غیر از خود ما نمی‌تونه شرایط زندگیمون رو بهبود بده. هر تغییری همیشه با قدم‌های کوچک آغاز میشه.

البته عده‌ای هم در این بین قدمی فراتر گذاشتن و به‌دنبال راهکارهای همه‌جانبه برای حل مشکلات امروزی زمین هستند. نمونه‌اش پروژه ونوس، که توی گشت و گذارهام بهش برخوردم. گرچه این طرح در حال حاضر علمی-تخیلی و بسیار عظیم به‌نظر می‌رسه و نمی‌دونم تا چه حد می‌تونه عملی باشه، ولی دست‌کم به نظر میاد قدمی مثبت برای بیرون رفتن از این بن‌بست نابه‌هنجار باشه (بیشتر بخونید: + و +).

در هر صورت اینو باید همیشه به یاد داشته باشیم؛ «به هنگام خطر، هیچ گناهی بالاتر از دست روی دست گذاشتن نیست.»

Inferno book

Advertisements

یک پاسخ »

    • خواهش می کنم. البته Utopia سریال خاص و متفاوت و بسیار تاریکیه و شاید با هر سلیقه‌ای جور نباشه. ضمنا فصل دومش هم در دست ساخته.

  1. کتاب رو مطمئنم که از همه سریعتر شروع کردم به خوندنش (همون شبی که منتشر شد) ولی به دلیل از دست دادن تبلتم 20درصد آخرش رو هنوز نخوندم… از خوندن مطلبت واقع لذت بردم و با هر خطش کاملاً موافقم… من البته کلی نقشه فلورانس و قصر پالاتزو وچیو و البته ایل دومو و نقشه های ونیز رو پرینت کرده بودم و همراه کتاب بهشون نگاه میکردم. اینم خیلی کمک میکنه تا تصویرسازی برای ماهایی که احتمالاً فلورانس رو ندیدیم بهتر و کاملتر بشه… بازم تشکر میکنم از پست

    • ممنونم. من که انقدر کتاب رو به سرعت می‌خوندم فرصت چک کردن نقشه نداشتم!
      این 20% یعنی دقیقا چند صفحه؟ اگه خیلی نیست می تونم اسکن کنم و به ایمیلت بفرستم.

  2. ازت ممنونم، خیلی محبت داری، نه با موبایل میتونم بخونم، ولی صفحه اش کوچیکه و دلم نمیگیره… دارم یه تبلت جدید میخرم، میزارم برای همون موقع… بشدت پایه یه بحث خیلی جدی راجع به مباحث اخلاقی توی کتاب هستم… جای کار زیاد داره… من شب انتشار کتاب مصاحب دن براون با کولبرت رو دیدم و بنظرم هم رسید که دغدغه خودش هم همین مباحث اخلاقی هست و داستان تو حاشیه اش قرار داره…
    بنظر من فیلمهایی که از روی کتابهای قبلی ساخته شد خیلی کشش نداشت (بجز موسیقیهاش) و سینما نمیتونه همه جزئیات، پیچیدگیها و البته زیباییهای متن رو انتقال بده، در عوض این کتاب بشدت پتانسیل فیلم شدن رو داره و میتونه تجربه موفقی باشه…

    • که اینطور؛ فکر کردم فقط توی تبلتت داشتی و از دست رفته. کتاب جذابی که نیمه‌کاره بمونه و آدم نتونه تمومش کنه بدجوری میره روی اعصاب :دی
      به نظر منم این جنبه اجتماعی و اخلاقی قضیه خیلی جای بحث داره، ولی فکر نمی کنم ایرانی‌های زیادی چنین دغدغه‌هایی داشته باشن. توی کشور ما بیشتر مردم در جواب چنین حرف‌هایی پوزخند می‌زنن، یا با خودشون فکر می‌کنن که ما هم زیادی دلمون خوشه و بی‌غمیم که چنین دغدغه‌هایی داریم.
      فیلمها به نظر منم اصلا جالب نبودن، تنها جذابیتشون برام این بود که لوکیشن داستان‌ها و آثار هنری شون رو می‌تونستم با کیفیت خوب ببینم. وگرنه خود فیلمها خیلی تجاری و سطحی و ضعیف ساخته شده بودن.

  3. جالب بود که بخشی از همون دغدغه های اجتماعی مطرح شده در کتاب رو تو یه جمعی از مدیران و متخصصان و آینده پژوهان مملکت مطرح کردم و بجز یک نفر همشون بی تفاوت بودند و براشون جذاب نبود 🙂
    راستی سریال اتوپیا رو هم دیدم، بد نبود، ولی من یه کودک سادیستیک درون دارم که میل عجیبی داره تو اینجور فیلمها فاجعه اتفاق بیفته و از اینکه همه چی در لحظات آخر درست بشه خیلی بدم میاد… ممنون از بابت معرفی سریال… ببینیم تو فصل بعدیش میتونه این کودک سادیستیک درون من رو اقناع کنه یا نه 🙂

    • عجب … باز همون یک نفر هم غنیمته 😀
      خواهش می‌کنم. راستش خود منم از سریال اتوپیا اونقدر خوشم نیومد، ولی به این دلیل که خیلی لحن تلخ و گزنده‌ای و آزارنده‌ای داشت. حالا دلیل شما برعکس منه 😀 ولی خب از موضوع سریال خوشم میاد و منم منتظرم ببینم فصل دوم چطور میشه.
      سریال Black Mirror رو دیدی؟ فکر کنم کودک سادیستیک درونت بدش نیاد :دی

  4. Black Mirror عالی بود… بشدت اعتتقاد دارم اغلب مواقع حقیقت تلخ هستش… به همون شدت هم اعتقاد دارم اگر مسیرمون رو اصلاح نکنیم آینده زیاد خوبی در انتظار بشر نخواهد بود، چه در ابعاد اخلاقی و چه ابعاد دیگر… بلک میرور بازتاب خوبی از آینده ای هست که داریم برای خودمون رقم میزنیم… 🙂 کودک سادیستیک درونم با اون سریال خوب ارتباط برقرار کرد… 😉

    • کودک رئالیستیک درون منم Black mirror رو خیلی دوست داشت 😀
      با اغلب تلخ بودن حقیقت چندان موافق نیستم، ولی با تلخ بودن آینده پیش رو اگر کاری نکنیم، خیلی موافقم.

    • سلام! خواهش می کنم. آره دیدم 2 قسمتش اومده ولی هنوز نگرفتم. ممنون که اطلاع دادی.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s