10 واقعیت غیرقابل‌تحمل در دنیایی بدون تکنولوژی

استاندارد

تا حالا با خودتون فکر کردید اگر زمانی برسه که مثل ماجرای سریال Revolution یا گمشدگان جزیره در Lost تکنولوژی از دسترس بشر خارج بشه و مجبور بشیم به دوران بدویت برگردیم، زندگیمون به چه شکلی درمیاد؟

No Technology

در دنیای مدرن خیلی از کارها هست که با کمک تکنولوژی انجام می‌گیره، بدون اینکه حتی به این مساله فکر کنیم که چه نعمت بزرگی در اختیارمونه. تعداد این موارد خیلی زیاده، و به نظر من بزرگترین ضرری که با مرگ تکنولوژی بهمون وارد میشه اینه که علوم در معرض نابودی قرار می‌گیرن و چه بسا تمام دستاورد بشر در این نیم هزاره به هدر بره. ولی از نظر تاثیر در زندگی روزمره، شاید این 10 مورد بیش از همه در دنیای خالی از تکنولوژی برامون دردسرساز و ناراحت‌کننده بشه:

فقدان اینترنت: صبح‌ها که از خواب بیدار میشید اولین کاری که می‌کنید چک کردن ایمیل‌ها و شبکه‌های اجتماعیه؟ دیگه باید فراموشش کنید. دوستان مجازی‌‌تون رو هم همینطور. وبلاگ‌ها و وبسایت‌های مورد علاقه‌تون رو هم به همچنین. ولی بدتر از همه اینه که دیگه گوگل عزیزمون رو نخواهیم دید. پس سوالاتمون رو از کی باید بپرسیم؟! باید به دوران جهل ابدی و سینه به سینه منتقل کردن علوم برگردیم.

فقدان برق، روشنایی و گرمایش: حتی وقتی که برق برای مدت چند ساعت قطع میشه، انگار زندگیمون تعطیل میشه. نمی‌دونیم باید چیکار کنیم؛ شمع‌ها رو روشن می‌کنیم و کتابی به دست می‌گیریم و دعا می‌کنیم که برق زودتر بیاد. حالا اگه برق دیگه هرگز نیاد چطور؟ باید با نور شمع و مشعل زندگی کنیم، با آتش خودمون رو گرم کنیم، روزها با کارهای بدنی خودمون رو فعال نگه داریم، و شب‌ها ساعت 7 بگیریم بخوابیم!

فقدان فیلم، سریال، بازی کامپیوتری، ایبوک: لازم به گفتن نیست که این یکی برای من خیلی سنگین تموم میشه. تصور دنیایی بدون فیلم و سایر سرگرمی‌های الکترونیکی واقعا ترسناکه. باز هم مثل گذشته‌های دور تنها یارمون کتابهامون خواهند بود و بس! و البته دیگه هیچ کتاب جدیدی منتشر نمیشه. دنیای خالی و به شدت افسرده‌کننده‌ای خواهد بود.

فقدان موسیقی: همیشه با دیدن فیلم‌های آخرالزمانی با خودم فکر ‌می‌کردم چقدر وحشتناکه که شخصیت‌های فیلم دیگه نمی‌تونن به آهنگ‌های مورد علاقه‌شون گوش بدن. از خودم می‌پرسیدم که اگه در همچین موقعیتی قرار بگیرم و mp3 پلیرم تنها برای یک آهنگ شارژ داشته باشه، کدوم آهنگ رو به عنوان آخرین آهنگی که خواهم شنید انتخاب می‌کنم؟ آهنگی از پینک فلوید شاید؟ یا Dream On ارواسمیت؟ از نگاه یاران صدیق تعریف؟ یا شاید It’s A Miracle راجز واترز؟ شاید هم Fare Thee Well وایت اسنیک؟ نه! Hallelujah جف باکلی رو انتخاب می‌کنم!

شستن لباس‌ها و ظرف‌ها: دیگه ماشین‌ ظرفشویی و ماشین لباسشویی در کار نیست. احتمالا آب گرم و مواد شوینده هم همینطور. باید با دست توی آب سرد ظرف‌ها و لباس‌ها رو بشوریم. خیلی وحشتناک به نظر می‌رسه.

راه رفتن: خبر خوب اینه که هنوز می‌تونیم از اسب استفاده کنیم، البته اگه اسب یا خری گیرمون بیاد. در غیر این صورت مجبوریم تمام مسافت‌های طولانی رو هم پای پیاده بریم. برای جامعه ورزشکار امروزی قطعا خبر بدیه، و بدتر اینکه دیگه سفر دور و دراز به سرزمین‌های دوردستی هم در کار نیست و احتمالا تا آخر عمرمون رو باید توی همون محدوده‌ای که هستیم به سر بیاریم. البته در تهران بدون وسیله نقلیه احتمالا سریع‌تر به مقصد می‌رسیم تا با اون!

فقدان غذاهای آماده: دیگه فست فودی در کار نیست، فروشگاه‌ها و سوپرمارکت‌های بزرگ که غذاهای آماده و نیمه آماده داشته باشن هم همینطور. دور خوراکی‌های فانتزی رو هم باید خط بکشیم. تمام مراحل آماده کردن غذا رو باید خودمون انجام بدیم و از گیاهان و حیوانات دور و برمون استفاده کنیم. البته باید کشاورزی و باغداری و شکار کردن بدون تفنگ رو هم یاد بگیریم.

ایزوله شدن: اگه به صحبت تلفنی یا روش‌های برقراری تماس اینترنتی برای صحبت با دوستان و آشنایانتون عادت دارید، دیگه از این خبرها نیست. نه تنها راه سریعی برای برقراری ارتباط با دورترها ندارید، بلکه مجبورید با همه روبرو بشید و باهاشون رودر رو صحبت کنید. علاوه بر این دیگه از اخبار هم خبری نیست. از وقایع مهم جهان که احتمالا دیگه هرگز مطلع نخواهیم شد، وقایع مهم شهرهای دور و برمون هم احتمالا با چند ماه تاخیر بهمون می‌رسه.

 نوشتن: انقدر به نوشتن با کی‌بورد عادت کردیم که دیگه خودکار و مداد دست گرفتن و نوشتن متن‌های طولانی به نظر کابوس‌وار میاد. ضمن اینکه بعد از مدتی ذخیره خودکارها و مدادهامون هم تموم میشه و مجبور میشیم از اون به بعد از پر پرندگان و جوهر برای نوشتن استفاده کنیم.

زباله‌ها: فیلم Idiocracy رو دیدین؟ کمدی بامزه و هوشمندانه‌ایه درباره دنیای آینده که نژاد بشر در اثر ازدیاد نسل پرتعداد افراد کم‌هوش و مته به خشخاش گذاشتن افراد باهوش برای ازدواج و بچه دار شدن، شدیدا خنگ و کودن شده و تقریبا چیزی از شکوه تکنولوژیک و هنری دنیای قدیم باقی نمونده، البته بجز کوهستان‌های بی‌پایان و بلندی از زباله‌ها! بدون ماشین‌آلات سنگین، خبری هم از حمل زباله به دوردست‌ها نخواهد بود و به زودی در کوهی از زباله غرق میشیم.

World without media

جالبه که بدونید در سال 2011 آزمایشی انجام شد به نام world UNPLUGGED، که در اون از 1000 دانشحوی شرکت‌کننده از 10 کشور که شامل هر 5 قاره میشد، خواسته شد که 24 ساعت رو بدون رسانه‌ها (انواع رسانه‌های صوتی و تصویری، شامل تلفن، موبایل، تلویزیون، روزنامه‌ها، و سایر موارد) سر کنند. بعد از تموم شدن آزمایش، بیشتر شرکت‌کننده‌ها گفتن که شدیدا معتاد به این رسانه‌ها هستند و تصور زندگی بدون اونها براشون غیر ممکنه و به‌خصوص زندگی بدون گوشی‌های تلفن همراهشون رو نمی‌تونن تصور کنن چون گوشیشون دیگه بخشی از وجودشون شده. بیشتر اونها مدعی شدند که زندگی بدون این ابزارها حتی حسی که نسبت به خودشون و هویتشون دارن رو هم به چالش می‌کشه و بدون اونها نمی‌تونن خودشون باشن (+)

شما چطور؟ می‌تونید زندگی خوشبخت در دنیایی بدون تکنولوژی رو تصور کنید؟

پی‌نوشت: من به تموم شدن دنیا نه اعتقادی دارم و نه علاقه‌ای، ولی با در نظر گرفتن علاقه یا شاید بهتره بگم ترس شدید بخشی از مردم جهان نسبت به این موضوع و اینکه فقط چند روزی تا 21 دسامبر باقی مونده، بد ندیدم که پست مناسبتی بزنم.

Advertisements

یک پاسخ »

    • مرسی واسه لحاظ کردن، به این میگن طرح تکریم بازدید کننده! :دی
      گذشته از شوخی، منظورم محتوای اون پینوشت بود که یک پست جالب رو با ارجاع به یک چیز بی ارزش خراب کرد!

    • بازدیدکنندگان نور چشم ما هستند :دی
      متوجه هستم. ولی لازم دیدم اون حرفو بزنم که برداشت غلطی از پستم نشه.

    • این انتخاب سخت‌تره، احتمالا یکی از فیلمهای شاد مورد علاقه‌ام رو نگاه می‌کردم، مثلا Back to the Future، Groundhog Day، Forrest Gump، …

  1. من بارها در مورد این قضیه فکر کردم و پیش خودم تصور می کردم تو دنیای بدون تکنولوژی چطور می تونم سر کنم. حتی گاهی خودم رو در موقعیتش قرار دادم (البته نه همشون یک جا)..مثلا یه مدت اینقدر به موبایلم اعتیاد پیدا کرده بودم که بدون اینکه تماسی داشته باشم دچار توهم می شدم که گوشی داره ویبره می زنه تو کیفم و یا گاهی مثل آدمای وسواسی نگاه می کردم ببینم تماس یا پیامی داشتم یا نه. این شد که یه مدت نسبتا طولانی موبایلم رو از خودم جدا کردم و اصلا دیگه ازش استفاده نکردم. یا یه دوره از که از کامپیوترم استفاده نکردم و به تبع همین موضوع فیلم و سریال و وب گردی و گوگل تعطیل شد. به خاطر زندگی دسته جمعی و خوابگاهی خبری از لباس شویی و ظرف شویی هم نبود و خلاصه اینکه به طرز غیر باوری دیدم مثل همۀ تجربیات مشنگانه و مالیخولیایی (!!) که قبلا داشتم و بعدا هم خواهم داشت می تونم یکی دو درصد امکان زندگی در عصر حجر رو بدون دردسر زیاد برای خودن تجسم کنم….!!!!!

    • پس شما احتمالا از اون دسته هستین که در همچین شرایطی می تونین به راحتی خودتون رو وفق بدین، ولی برای خیلی ها شاید کار سخت تر باشه، اونم وقتی از همه جنبه های تکنولوژی با هم و تا ابد دور بمونیم. ولی خب شخصا فکر می کنم بشر قدرت تطبیق خیلی بالایی داره و در نهایت بعد یکی دو نسل به همچین خسرانی هم عادت می کنه و راحت زندگیشو می کنه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s