نگاهی کوتاه به فیلم‌های سال 2011 – بخش دوم

استاندارد

در پست قبلی نگاهی به فیلم‌های عالی، خیلی خوب و خوب 2011 داشتم، در این پست نوبت فیلم‌های متوسط و ضعیفه.

the-artist

متوسط

The Adventures of Tintin: یه انیمیشن کاملا معمولی از اسپیلبرگ، با تصاویر اعجاب‌انگیز و داستان کسل‌کننده. نکته جالب توجهی نداشت.
The Twilight Saga: Breaking Dawn Part 1: بازم یک فیلم ضعیف دیگه با بازی‌های ضعیف‌تر. ولی این بار کمی نسبت به فیلم‌های قبلی بهتر بود.
Thor: کاش هالیوود، اساطیر رو به حال خودش میذاشت! توی چند سال اخیر چندین فیلم درباره خدایان یونانی و رومی ساخته شده، این بار نوبت به خدایان اسکاندیناوی رسیده. واقعا حیف که اساطیری که از نظر ادبی انقدر پربارند و پتانسیل بالایی دارند تا به آثار جالب توجه تبدیل بشن، با این فیلمای تین‌ایجری و گیشه‌ای و بی‌ارزش با تم‌های تکراری و قابل پیش‌بینی به ابتذال کشیده میشن، و حیف‌تر اینکه مورد استقبال هم قرار می‌گیرن.
Anonymous: صرف نظر از اینکه این فیلم شبه تاریخی از نظر هنری چه کیفیتی داره (که متوسط مایل به خوبه)، تصویری که از شخصیت بزرگی مثل شکسپیر نشون داده میشه غیرواقعی و ناخوشاینده. روندی که فیلم در پیش گرفته به نظر من غیراخلاقی و در حکم تخریب شخصیت بر اساس یک سری نظریه‌های اثبات‌نشده‌اس و به همین دلیل از فیلم خوشم نیومد.
The Artist: این فیلم یک اثر نسبتا خوش‌ساخت ولی در کل متوسطه در ستایش سینمای صامت، با بازی‌های خوب و فیلم‌نامه ضعیف و پیش پاافتاده. داستان فیلم درباره هنرپیشه‌ایه که برای ادامه کار باید خودش رو با سینمای ناطق وفق بده ولی تمایلی به این کار نداره. این هم از اون فیلم‌هاییه که خیلی بیش از حد استخقاقش بهش بها داده شده و کلی جایزه و نقد مثبت پارو کرده. میشه درک کرد که کسانی که سن و سال بیشتری دارن و با فیلم‌های صامت خاطره دارن، نسبت به فیلم حس نوستالژیک داشته باشن، ولی دلیل شیفتگی نسل جدید که خیلی‌هاشون به زور حاضر میشن حتی شاهکارهای با بیش از 30 سال قدمت رو تماشا کنن، برای من معماست. شاید نکته اصلی سگ بااستعداد داستانه که شیرین‌کاری‌هاش خیلی طرفدار داره؟ یا شاید حکایت لباس جدید پادشاهه؟ شایدم ایراد از درک سینمایی منه.
The Grey: رویارویی مرگبار انسان و حیات وحش. سوژه جالبی داشت ولی غیر از اون نکته جالب توجه دیگه‌ای نداشت. چند بار وسط فیلم وسوسه شدم دیگه به دیدنش ادامه ندم.
The Iron Lady: مریل استریپ رو خیلی دوست دارم، ولی فکر می‌کنم در نقش‌های عادی بهتر می‌درخشه تا بازآفرینی شخصیت‌های معروف، علتش هم اینه که در تقلید صدا به نظر من خیلی ضعیف و ناپخته عمل می‌کنه. هم در فیلم جولی و جولیا و هم در این فیلم با نقش مارگارت تاچر، صدا و لهجه استریپ شدیدا تصنعیه و هر لحظه به آدم یادآوری می‌کنه که: این فقط یه فیلمه. غیر از این مساله هم در کل فیلم متوسطی بود با سبک پرداخت تکراری‌شده و تدوین بریده بریده فیلم‌های زندگی‌نامه‌ای، و حداکثر ارزش یک بار دیدن رو داشت.
Another Earth: از این فیلم علمی – تخیلی | فلسفی خوشم نیومد. شاید علتش تا حدودی فضای بیش از حد تیره و تار فیلم بود، ولی علت اصلی‌اش اینه که شرایطی که در فیلم مطرح میشه فقط علمی-نماست، و هیچ پشتوانه علمی نداره و بهتره که فیلم در ژانر تخیلی قرار بگیره، نه علمی-تخیلی. البته اگه فیلم رو از منظر محتوای فلسفی‌اش بررسی کنیم شاید بشه گفت فیلم خوبیه، ولی در ژانر علمی-تخیلی یک اثر متوسطه و بس.
Dream House: یه تریلر روانشناسانه با موضوع جذاب و پرداخت متوسط که می‌تونست خیلی بهتر باشه.
Friends with Kids: یه کمدی رمانتیک خانوادگی معمولی از نوع زنانه، درباره داستان یک عشق یک‌طرفه.
The Change-Up: یه کمدی رمانتیک معمولی این بار از نوع مردانه، درباره دو مرد با دو شخصیت کاملا متفاوت که آرزوشون برآورده میشه و جاشون با هم عوض میشه.
Hysteria: درام تاریخی عاشقانه‌ای درباره بیماری «هیستری» و اختراعی که باعث درمان بسیاری از به اصطلاح بیماران شد، البته با چاشنی طنز.
My Week with Marilyn: این فیلم که بخشی از زندگی پرچالش مریلین مونرو رو از دید جوانی که چند هفته‌ رو باهاش گذرونده نشون میده، به نظر من فیلم خوبی نیست و بزرکترین ضعفش هم اینه که میشل ویلیامز با وجود گریم سنگین و تلاش زیادش برای تقلید رفتارهای او، از هیچ نظر کمترین شباهتی به مریلین مونرو نداره. از بقیه جهات فیلم، متوسطه و غیر از بازی مثل همیشه عالی  کنت برانا (که نمی‌دونم شباهتی به لارنس اولیویه داره یا نه) نکته قابل توجهی نداره.
Terri: درامی با نگاهی جدید درباره یه پسر 15 ساله و مشکلات زیادش در دبیرستان.
Something Borrowed: یه کمدی رمانتیک نسبتا سرگرم‌کننده درباره یک مثلث عشقی.
The Caller: فیلم ترسناکی با موضوع خلاقانه و دیگر هیچ.
A Little Bit of Heaven: اگه از درام‌های عاشقانه غم‌انگیز خوشتون میاد، این فیلم یک گزینه کاملا مناسبه.
What’s Your Number?: یک کمدی رمانتیک نسبتا سرگرم‌کننده.
Water for Elephants: درامی عاشقانه و احساسی که داستانش در یک سیرک می‌گذره.
Arthur Christmas: انیمیشنی با موضوع خلاقانه خانواده بابانوئل، ولی در نهایت کمی کسل‌کننده و قابل‌پیش‌بینی.
Friends with Benefits: کمدی رمانتیکی درباره دوستی‌ای که میخواد بیشتر از دوستی باشه.
Final Destination 5: از دیدن این سری فیلم‌ها لذت می‌برم چون ایده خیلی جالبی پشتشونه، هر چند بعد از 4-5 قسمت دیگه هیچ چیز نوئی باقی نمی‌مونه.
Fright Night: باز هم یه فیلم خون‌آشامی این بار از نوع بازسازی‌شده، پرستاره و حسابی عجیب و غریب!
Puncture: یه فیلم مستقل تحسین‌شده بر اساس داستان واقعی و الهام‌بخش یه وکیل. به نظر من خسته‌کننده بود.
Puss in Boots: داستان کاراکتر بامزه شرک، گربه چکمه‌پوش. بعضی جاها فیلم خیلی جالب میشه ولی در کل، معمولیه.
Scream 4: جیغ 1-3 در ژانر خودش خیلی خوب بود. این یکی، نه چندان.
Super 8: فیلمی علمی-تخیلی از جی. جی. آبرامز معروف. احتمالا کسانی که از فیلم‌هایی با موضوع مواجهه موجودات فضایی و زمینی‌ها خوششون بیاد، از دیدن این فیلم هم لذت می‌برند.
Spy Kids: All the Time in the World in 4D: من از طرفدارای سری بچه‌های جاسوس بودم، خلاقانه و متفاوت و به شدت هیجان‌انگیز بود، ولی این قسمت تقریبا مرثیه‌ای بر بقایای سری قبلی بود و چیزی برای عرضه نداشت، جسیکا آلبا هم نتونست به دادش برسه.
Perfect Sense: فیلمی عاشقانه-فلسفی با موضوع از بین رفتن حواس پنجگانه انسان‌ها. می‌تونست بهتر باشه، جاذبه‌اش کم بود.

ضعیف

Just Go with It: وقتی دو ستاره خاموش شده یعنی آدام سندلر و جنیفر آنیستون در نقش‌های عاشقانه روبروی هم قرار بگیرن نتیجه هم چیزی بیش از یه فیلم ضعیف از آب در نمیاد.
Martha Marcy May Marlene: تازگی‌ها نوجوان‌های طلبکار و دردسرساز و «باری‌ به هر جهت» که در هیچ ظرفی نمی‌گنجن و حاضر به قبول هیچ مسوولیتی نیستن، خیلی توی فیلم‌ها مورد توجه قرار گرفتن. این فیلم هم درباره یکی از همین نوجوون‌هاست و پیوستنش به یک گروه کالت منحرف. من که هیچ نکته‌ مثبتی در کل فیلم ندیدم.
Extremely Loud & Incredibly Close: فیلم درباره پسریه که پدر عزیزش رو از دست داده و تلاش می‌کنه به روش غیرعادی خودش نبودنش رو هضم کنه. فیلم شدیدا سعی می کنه متفاوت و نوگرا باشه (از نظر محتوایی) و در بخش متفاوت بودن موفق هم میشه: با پردازش بیـــــــــش از حد به جزئیاتی که به حد مرگ فیلم رو کسل‌کننده می‌کنن. بازی‌ها (غیر از نقش کوتاه تام هنکس) به شدت آماتوری و ضعیف و آزارنده‌اس و ساندرا بولاک هم مثل همیشه نچسب. شخصیت‌پردازی‌ها ضعیف و کلیشه‌ایه. کل داستان و احساسات شخصیت‌ها آبکی و سطحیه. مدل غیرعادی بودن و رفتارها و تصمیمات عجیب پسربچه فیلم که محور ماجرای فیلم رو تشکیل میده، غیرمنطقی و غیرقابل توجیهه. نتیجه‌گیری پایانی فیلم که این همه بیننده رو منتظر و مشتاق نگه می‌داره هم اصلا و ابدا در حد انتظار نیست. البته اینو هم اضافه کنم که این فیلم مورد پسند خیلی‌هاست.
Margaret: فیلمی که فوق‌العاده هیجان‌انگیز شروع میشه، و قراره درباره جدال روحی برای گرفتن تصمیم درست در یک موقعیت چالش برانگیز باشه، ولی بیشتر به بچه‌بازی یه دختر ناسازگار و لجوج و بدخلق و تلاشش برای انتقام‌گیری و در عین حال مطرح کردن خودش شبیهه. فیلم یک دایره‌المعارف مدون (و غیر منطقی) از تصمیم‌گیری‌های غلط و خودخواهانه تک تک کاراکترهاست.
Conan the Barbarian: فیلمی حماسی-فانتزی و پرخرج درباره یه جنگجوی خیالی که قصد گرفتن انتقام پدرش رو داره. فیلم کاملا بی‌ارزشه و حتی به حد کافی سرگرم‌کننده هم نیست.
The Sorcerer and the White Snake: فیلم ضعیفی در ژانر مورد علاقه چینی‌ها، یعنی رزمی-فانتزی، با بازی جت لی که از روزهای اوجش خیلی فاصله گرفته.
Arthur: یک کمدی رمانتیک لوس و خنک درباره پسر پولدار نازپرورده‌ای به نام آرتور. شخصیت آرتور دقیقا همون شخصیتیه که راسل برند در تمام فیلم‌هاش نقشش رو بازی کرده: پسر خوش‌گذران و سطحی با لهجه انگلیسی و جذاب برای جنس مخالف (؟!!). در کل یکی از بی‌ارزش‌ترین و ابلهانه‌ترین فیلم‌های سال، بلکه کل تاریخ سینما بود.
Like Crazy: یه درام رمانتیک درباره دو عاشق جدامانده از هم. داستان فیلم معمولی و سطحی بود و شخصیت‌ها بسیار خام‌دستانه پردازش شده بودن و بازی‌ها کاملا آماتوری بود. کارگردانی و تدوین هم واقعا ضعیف بود. علاوه بر تمام اینها کارگردان سعی کرده بود با زاویه‌های عجیب و غریب دوربین کمی بعد هنری! به فیلم بده، که البته تلاش ناموفقی بود و کار رو خراب‌تر کرد.
An Invisible Sign: درامی کسل‌کننده با ریتم بسیار کند درباره یک دخنر جوان منزوی که به خاطر فرار از مشکلات به ریاضیات پناه برده.
The Awakening: باز هم یه فیلم ترسناک با تم معمایی، ولی نه چندان متفاوت، جالب، مهیج یا ترسناک.
Hanna: یک اکشن ضعیف و تکراری درباره دختری که برای قاتل بودن تربیت شده.
Cowboys & Aliens: اصلا چه کاریه که درباره فرود فضایی‌ها توی غرب وحشی فیلم ساخته بشه؟! این هم حکایت «قافیه که تنگ آید شاعر به جفنگ آید» خودمونه و نشونه به ته دیگ خوردن کفگیر ایده هالیوودی‌ها برای ساخت فیلم‌های تجاری. فیلمیه که قراره علمی-تخیلی و وسترن باشه، ولی نه علمی-تخیلی خوبیه و نه وسترن خوبی.
The Beaver: فیلم بی سر و تهی درباره مردی که از دنیا و خانواده‌اش کناره گرفته و فقط از قول عروسکش با بقیه صحبت می‌کنه. از مل گیبسون که نه چندان، ولی از جودی فاستر بازی در همچین فیلمی بعید بود.
Beastly: در راستای علاقه اخیر هالیوود به دنیای افسانه‌ها، بازم حکایت مدرنی از دیو و دلبر، که مشخصا دختران دبیرستانی‌ رو به عنوان گروه هدف در نظر گرفته و احتمالا هیچ کس خارج از این قشر سنی رو هم نتونه راضی کنه.
The Darkest Hour: این فیلم علمی-تخیلی درباره دو دوسته که به مسکو سفر می‌کنن و در اونجا با هجوم بیگانگان مواجه میشن. ایده بیگانگان فیلم خیلی جالب و مهیجه، ولی فیلم بعد از فرو نشستن هیجان اولیه – یعنی بعد از حدود نیم ساعت – به شدت افت می‌کنه.
Love, Wedding, Marriage: یک کمدی رمانتیک ضعیف و کسل‌کننده با بازی مندی مور.
Red Riding Hood: باز هم بازآفرینی افسانه‌ها، این بار داستان شنل قرمزی و گرگ بدجنس. یک فیلم شدیدا ضعیف و بد.
Our Idiot Brother: فیلمی کمدی و احمقانه که اصلا خنده‌دار نیست.
A Very Harold & Kumar 3D Christmas: قسمت قبلی‌اش با وجود شوخی‌های جسورانه‌اش بانمک بود، ولی این قسمت فقط وقیحانه بود و بس.
X-Men: First Class: کلا سری ایکس-من رو دوست ندارم، و به نظر من این قسمت سرآغاز از بقیه قسمت‌ها هم بدتر بود.
Battle: Los Angeles: بازم یک اتلاف عظیم هزینه در یک فیلم علمی-تخیلی بسیار بی‌ارزش.
Jack and Jill: با دیدن این فیلم احمقانه و بی‌محتوا از آدام سندلر ناامید شدم، ولی جایزه بدترین و احمقانه‌ترین نقش سال می‌رسه به ال پاچینو!
The Muppets: شاید کسانی که با ماپت‌ها خاطره دارن از این فیلم خوششون بیاد. به نظر من که خیلی ضعیف و لوس بود.
The Resident: یک فیلم ترسناک غیر ترسناک با دو بازی خوب هدر رفته.
Damsels in Distress: فیلم ابلهانه‌ای درباره گروهی از دختران که سعی دارن دانشجوها رو از افسردگی و خودکشی نجات بدن.
Green Lantern: اصلا فیلم خوبی نبود، فکر کنم تنها نتیجه مثبتش برای دو بازیگر اصلی فیلم بود که با هم آشنا شدن و ازدواج کردن!
I Am Number Four: ماجرای تکراری ربوده شدن انسان‌ها توسط فضایی‌ها. یک فیلم تخیلی ضعیف دیگه.
Johnny English 2: Reborn: قسمت قبلش در حد سرگرمی بد نبود. این یکی هم چند صحنه خوب داشت ولی در کل فیلم خوبی نبود.

این فیلم‌ها رو ندیدم و احتمالا هیچوقت هم نبینم، ولی بعضی‌هاشون فیلم‌های خیلی پرطرفداری هستن:
The Girl With The Dragon TattooMoneyballPirates of the Caribbean: On Stranger TidesSherlock Holmes: A Game of ShadowsCaptain America: The First AvengerMission Impossible: Ghost ProtocolTinker Tailor Soldier Spy

این فیلم‌ها رو با وجود تمایلم هنوز ندیدم و احتمال میدم که فیلم‌های خوبی باشن:
CarnageTake Me HomeThe FutureDetachmentLife in a DayJ. EdgarLe HavreShameThe GuardAttack the BlockThat’s What I AmThe Big YearAfrican CatsResurrect Dead: The Mystery of the Toynbee TilesTHRIVE: What on Earth Will It TakeThe Last LionsProject NimWe Have a PopeSound of My VoiceSurviving ProgressSidewalls, Faust

Advertisements

یک پاسخ »

  1. من کلا هر جا ادام سندلر و بن استیلر باشن با تمام سرعت فرار میکنم
    درباره(این فیلم‌ها رو ندیدم و احتمالا هیچوقت هم نبینم) من همشون دیدم به غیر از اخری همشون هم متوسط هستن(نبینید چیزی از دست ندادید)
    I Am Number Four یه افتضاح کامل
    Shame بد The Guard بدتر!
    The Muppets کلا نمیودم این سری فیلم ها درباره چی هستن(کلا ندیدم) ولی اعتقاد دارم نمایش عروسکی یعنی کلاه قرمزی رفقا و دیگر هیچ
    Cowboys & Aliens دقیقا حق با شماست

    Conan the Barbarian این فیلم اینقدر بد بود من وسطش ول کردم رفتم
    The Twilight Saga: Breaking Dawn Part 1
    Thor
    باز هم دقیقا حق با شماست گیشه ای و بی کیفیت
    موندم پورتمن چرا تو ثور بازی کرد
    غوی سیاه،لئون حرفه ای، و برای ولنتیناشو دوست دارم (حضور زهن ندارم!!)
    Final Destination 5 حرف دل منو زدید
    Scream 4 دارم اما بعید می دونم تا چند ساله اینده نگاه کنم (اشتباه کردم دانلود کردم از دستم در رفت)
    The Grey یه فیلم متوسط

    The Artist من هنوز در تعجبم این فیلم چجوری 5 تا اسکار گرفت !!!
    نمی دونم چی فکر کردن اسکار بهترین فیلم دادن بهش!!!
    super 8 احتمالآ فردا میبینم
    باقی فیلم هایی که درج کردید ندیدم
    ترجیح میدم فیلم هایی که در سال های قبل امتیاز بیشتری گرفتن نگاه کنم یا حداقل با سلیقه خودم پیش برم
    لذت میبرم از درک خوبتون نسبت به فیلما
    یکی از مشتری های وبلاگتون شدم
    پاینده باشید.

    • بعضی فیلمهای سندلر و بن استیلر خوبه، مثلا اسپانگلیش و Funny People سندلر و دوپلکس و دیدار با والدین استیلر. ولی هر دوشون تازگی ها خیلی توی انتخاب نقش بی دقت شدن و توی هر فیلم آشغالی بازی می کنن متاسفانه.
      منم واقعا درک نمی کنم پورتمن که تازه با بازی توی قوی سیاه نشون داده بود عجب توانایی های کشف نشده ای داره، باز حاضر شد بره توی تور بازی کنه. انگار اونجا هم زندگی خرج داره و بالاخره باید یه گوشه چشمی هم به فیلمهای گیشه ای داشته باشن هنرپیشه های خوب.
      Scream 4 رو همین الان پاک کنین هم چیزی رو از دست ندادین.
      بابت لطفتون هم ممنونم ^_^ خوشحالم که وبلاگم مشتری خوبی مثل شما داره.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s