ذرات بنیادی چگونه به وجود می‌آیند؟

استاندارد

بر طبق یک نظریه کوانتومی، در یکی از کوچکترین مقیاس‌های قابل تصور در عالم، یعنی حدود 10 به توان 35- متر (چیزی در حدود ثابت پلانک) ساختار فضا – زمان در هم می‌شکنه و به یک ساختار «کف مانند» تبدیل میشه، چیزی که به  کف (فوم) کوانتومی یا کف فضا – زمان معروفه.
کف کوانتومی، که می‌تونید به صورت سطح کف‌آلود آب تصورش کنید، یک میدان انرژی جوشان از خلاء هست که در سطح زیر-اتمی در سراسر جهان ما وجود داره (به صورت دقیق‌تر، مجموعه ای از ذرات مجازی بسیار پرانرژی). سیاهچاله‌ها و کرم‌حفره‌ها در ابعاد ثابت پلانک به طور دائم در این کف به وجود میان و از بین میرن، ولی قوانین فیزیک در این مقیاس متفاوته و اندرکنش ذرات هم از قوانین عادی فیزیک کوانتوم تبعیت نمی‌کنه.

quantum-foam

کف کوانتومی منشا پیدایش ذراته، وقتی در نقطه‌ای از کف، انرژی به میزان لازم برای تولید ذره‌ای – الکترون، پروتون، نوترون، کوارک‌ها و یا هر ذره دیگه‌ای – رسید، اون ذره ایجاد میشه و از کف به بیرون می‌پره.

کف کوانتومی باعث تعادل میزان ماده و انرژی در جهان میشه. همونطور که ذرات از این کف به وجود میان، ذراتی هم به اون بر می‌گردن (و دوباره تبدیل به انرژی میشن). اگه میزان انرژی این کف در نقاطی از حد لازم برای ایجاد ذرات کمتر بشه، دیگه ذرات تولید نمیشن تا با برگشت ذرات مادی دیگه، دوباره انرژی لازم برای خلق ذرات جدید به وجود بیاد.

معادله معروف انیشتین درباره هم‌ارزی جرم و انرژی رو که می‌شناسید:

E

بر طبق این معادله که از نتایج مهم قانون نسبیت خاص اینشتینه، برای ایجاد یک ذره، باید به اندازه جرم اون ضربدر مجذور سرعت نور (300هزار کیلومتر بر ثانیه) انرژی صرف کنید. با وجود اینکه جرم ذرات زیر-اتمی بسیار ناچیزه، ولی باز هم وقتی در همچین ضریب عظیمی ضرب میشه به عددی فوق‌العاده بزرگ تبدیل میشه، که میزان انرژی لازم برای خلق اون ذره است. فرض می کنیم که میزان انرژی لازم برای خلق یک الکترون، A باشه.

اگه فکر می‌کنید که انرژی لازم برای ایجاد یک الکترون در عالم واقع، طبق محاسبات بالا به میزان A هست، اشتباه می‌کنید. این مقدار در واقع Ax2 یعنی دو برابر A هست. چرا که در جهان ما هرگز ذره‌ای خلق نمیشه مگر اینکه پادذره اون هم همزمان خلق بشه. پادذره از هر نظر مثل ذره مورد بحثه، با این تفاوت که بار الکتریکی‌اش برعکس اونه. مثلا در مورد الکترون، پادذره اون که پوزیترون نام داره، الکترونی با بار مثبته.

ep

اما پادذره ها در دنیای ما بسیار ناپایدارن، چون به محض اینکه پادذره‌ای با ذره متناظرش برخورد کنه با هم ادغام میشن و به امواج گاما تبدیل میشن (با انرژی حدود 10 میلیون الکترون ولت). به همین دلیل هم تولید و نگهداری پادذره‌ها بسیار بسیار مشکل و فوق‌العاده هزینه‌بره، چون حتی وقتی موفق به ساخت مقداری پادماده بشید، باید اونو در محفظه خلاء نگهداری کنید چون برخوردش با ذره‌ای مادی (مثلا مولکول هوا) همانا و ناپدید شدنش همانا. و تازه در شرایط حقیقی، ذرات پادماده به دیواره ظرف خلاء برخورد می‌کنن و نابود و منفجر میشن. با این حال دانشمندان موفق شدن با تولید پادالکترون و پادپروتون، اتم پادهیدروژن رو به میزان بسیار کم تولید کنن. پادماده گران‌ترین ماده جهانه و ارزشش تقریبا 100 کاترلیون دلار به ازای هر گرمه! (در رمان شیاطین و فرشتگان دن براون هم پادماده نقش مهمی ایفا می‌کنه)

حالا سوالی که پیش میاد اینه که وقتی با ایجاد هر ذره یک پادذره هم ایجاد میشه، این پادذره‌ها کجا میرن؟ چون حتی اگه مقداری از اونها هم با ذرات متناظرشون واکنش بدن و نابود بشن، باز هم باید به میزان مساوی ذره و پادذره در جهان باشه، و نتیجتا همه با هم واکنش بدن و ماده‌ای در جهان باقی نمونه، ولی این اتفاق نیفتاده و جهان ما مادیه، و مقدار بسیار بسیار ناچیزی پادماده به صورت آزاد در جهان پیدا شده. این سوالیه که علم هنوز از پاسخ دادن بهش ناتوانه، ولی نظریه‌های مختلفی در این زمینه وجود داره که هیچیک هنوز اثبات نشدن. در یکی از نظریات گفته میشه که پادماده ایجاد شده در بدو خلقت جهان، به دلیلی از بین رفتن و فقط ماده باقی مونده. نظریه دیگه‌ای مدعیه که پادماده به طور کامل از بین نرفته و در بخش‌های بسیار دوری از جهان که ما هنوز بهشون دسترسی نداریم، به صورت توده‌هایی وجود داره، مثلا کهکشانی ساخته شده از ضدماده. حالا تصور کنید که در این دنیاهای پادمادی، موجودات هوشمند پادمادی هم وجود داشته باشن. به قول استیفن هاوکینگ، حواستون باشه که وقتی موجودی از چنین دنیایی رو ملاقات کردین، باهاش دست ندین!

Blue Star

………………………

از این به بعد سعی می کنم هر از چندی مباحث جالب فیزیک مدرن رو به زبان ساده اینجا قرار بدم. ولی با توجه به اینکه فیزیک رشته تخصصی من نیست (هر چند دور هم نیست) و این معلومات محدودم رو از مطالعات پراکنده و مستندها و کلاس‌ها یاد گرفتم، ممکنه گاهی اشتباه کنم. در این صورت لطفا بهم تذکر بدید.

Advertisements

یک پاسخ »

  1. خیلی جالب بود و تقریبا تمام چیزایی که گفتی برام تازگی داشت. سوال های خیلی زیادی با این مطلبت تو ذهنم شکل گرفت که هم پرسیدن همشون وقت گیره و هم فرصت زیادی میخواد تا همشون رو جواب بدی و ایجاد مزاحمت میشه برات. به نظرم اینجور مسائل علمی رو نمیشه خلاصه گفت و باید خواننده از قبل باهاشون آشنایی داشته باشه یا دست کم چند کتاب دربارشون خونده باشه. ممنون میشم اگه کتابی روان و ساده که به زبان فارسی ترجمه شده درباره چگونگی پیدایش جهان هستی و موجودات عالم بهمون معرفی کنی. فکرکنم استیفن هاوکینگ در این زمینه کتاب نوشته باشه..

    اما یکی از سوالاتی که ازت دارم (یکی از صد سوالی که با دیدن این مقاله در ذهنم شکل گرفت!) اینه:

    اگه برای ایجاد و خلق یه ذره زیر اتمی به میزان جرم اون ذره ضربدر مجذور سرعت نور انرژی نیاز هست پس یعنی برای تولید مثلا یک دانه شن یا یک تکه بسیار کوچک سنگ باید انرژی وحشتناک و فوق العاده عظیمی صرف بشه؟ پس نتیجه می گیریم که جهان هستی حاصل یک انفجار فوق عظیم و آزادی یک انرژی خیلی خیلی خیلی خیلی بزرگ هست!!! همون انفجار بیگ بنگ معروف. پس با این حساب بشر هرگز نمی تونه یه دانه شن رو خلق کنه چون برای خلق همچین چیزی از عدم به انرژی فوق العاده بالایی نیاز داره و همچین انرژی جز با یک انفجار مهیب صورت نمی گیره و انفجار مهیب مساوی با نابودی خود سیاره زمین! با این حساب بشر در خود سیاره زمین قادر به خلق هیچ یک از اشیاء و اجسام طبیعی پیرامون خود نیست و نخواهد بود. اما خب حداقل تونسته ذرات اتمی رو بشکافه و بمب اتم تولید کنه. پس احتمالا قادر است یا قادر خواهد بود که انرژی های بسیار بزرگ رو از شکافتن ذرات زیر اتمی و یا اتم اونها تصاحب کنه اما انرژی بسیار زیاد خرابی به بار میاره. با توجه به گفته های تو برای تعادل در آزادی همچین انرژی بزرگی به پادذره ها نیاز هست. قضیه خیلی پیچیده شد. :دی یعنی برای خلق یک ذره از یک شن نه تنها به میزان انرژی جرم اون ذره ضربدر مجذور سرعت نور نیاز هست بلکه همین مقدار انرژی برای تولید پادذره اون ذره نیاز هست و این یعنی تولید بی نهایت بی نهایت انرژی برای خلق جهان هستی. الله اکبر!!! خدا خیلی قدرت داره!!!! اصلا با بحث و گفت و گو پیرامون همین مسائل علمی آدم پی به عظمت خدا می بره!
    اما سوال دیگه ای که دارم اینه که هر ذره آیا بدون وجود پادذره اش در جهان قابل دوام و پایداره؟ پادذره ها اگر نقش پوزیترون ها رو در عالم دارند پس نمی تونند در بدو پیدایش جهان ازبین رفته باشند و هنوز وجود دارند. اما مگه یه پادماده می تونه دور از ماده مخصوص به خودش به حیات ادامه بده؟ یعنی نباید حول ماده خودش در چرخش باشه؟ الان من همش پروتون تو ذهنمه و فکر کنم قضیه پروتون و پادماده با هم فرق دارند. چیزی که از نوشته ات برداشت کردم این بود که برای تولید پادماده یا همون پادذره باید پادالکترون و پادپروتون ماده مورد نظر رو همزمان تولید کرد. یه سوال دیگه هم دارم که بعدا می پرسم چون همه چی غر و قاطی میشه. :دی
    راستی ممنون بابت این پست بسیار عالی. ^_^

    • خوشحالم که مفبد وافع شد. در مورد کتاب، برای شروع به نظر من بهترین کتاب ترجمه شده کتاب «تاریخچه زمان» از استیفن هاوکینگ ه، فکر می کنم هر جا هم که بری داشته باشنش.
      در جواب سوال اولت، درسته برای خلق هر جسم کوچیکی مثل یه دونه شن از هیچ، انرژی خارق العاده ای نیاز هست و بشر فعلا توانایی هاش در این زمینه خیلی محدوده، ولی این لزوما به این معنا نیست که جهان با یه انفجار بزرگ به وجود اومده، اتفاقا نظریه بیگ بنگ هر چی می گذره داره محبوبیتش بین دانشمندان کمتر میشه.
      اینکه بشر بتونه ماده رو از عدم خلق کنه، لزوما با یه انفجار نخواهد بود که زمین نابود بشه. همین الان هم دانشمندان زوج الکترون – پوزیترون رو از برخورد دادن فوتون (نور) بسیار پر انرژی (فوتون گاما) به هسته اتم تولید می کنن، یعنی یه جورایی ایجاد ماده از انرژی به صورت غیر مستقیم،
      ولی خب منم موافقم که علم به مقیاس های عظیم و باورنکردنی جهان چشم آدم رو به قدرت عظیم خدا باز می کنه، واقعا هر چی آدم بیشتر توی بحر ماجرا فرو میره بیشتر و بیشتر شگفت زده میشه.
      در مورد سوال دومت: «هر ذره آیا بدون وجود پادذره اش در جهان قابل دوام و پایداره؟» بله اتفاقا هر ذره فقط بدون وجود پادذره اشه که در جهان پایداره، چون درسته که ذره و پادذره جفتی و با هم به وجود میان، ولی همونطور که گفتم هر ذره اگه به پادذره اش برخورد کنه درجا منفجر میشن و به انرژی تبدیل میشن و اثری از هیچکدوم باقی نمی مونه.
      در مورد این حرفت «پادذره ها اگر نقش پوزیترون ها رو در عالم دارند پس نمی تونند در بدو پیدایش جهان ازبین رفته باشند و هنوز وجود دارند.» نکته اینه که اگه جهان ما از اول از انرژی به ماده تبدیل شده باشه، یعنی باید تعداد ذره ها و پادذره ها مساوی باشه، و اینا هم که نمی تونن در کنار هم به حیات مادی شون ادامه بدن، پس یا باید دور از هم باشن، یا باید پادذره ها کلا دست جمعی رفته باشن یه جای دیگه :دی (نظریه های متهورانه تری هم هست که میگه پادذره ها بعد از تشکیل، به ابعاد دیگه میرن، یعنی 7 بعد دیگه جهان 11 بعدی ما که فقط 4 بعدش فضا و زمانه و برای ما قابل تجربه)
      ولی فکر کنم تو پروتون رو با پوزیترون اشتباه گرفته باشی. پروتون درسته که بارش مثبته، ولی ماده اس، نه پادماده. غیر از الکترون، ذرات مادی خیلی زیادی وجود دارن که بعضی ها بارشون مثبته، بعضی ها منفی، بعضی ها هم خنثی. این پروتونه که برای ایجاد ماده و شکل گیری اتم مولکول و در نتیجه هر جسمی باید وجود داشته باشه، چون هسته هر اتم از ترکیب تعدادی پروتون و نوترون تشکیل میشه، و الکترون ها هم به دور هسته می چرخن. در اتم های مادی پوزیترون وجود نداره. در اتم های پادمادی پوزیترون وجود داره که به دور هسته ای از پادپروتون و پادنوترون می چرخه.
      امیدوارم توضیحاتم جواب سوالاتت بوده باشه. اگه باز هم سوالی داری بپرس، اگه جوابشو بدونم خوشحال میشم بتونم کمک کنم ^_^

    • این کتاب «تاریخچه زمان» که گفتی رو حتما می گیرم. خیلی دلم میخواد درباره این جور مسائل بیشتر بدونم.

      درباره سوال اولم:

      پس الان دانشمندان نظریه بیگ بنگ رو زیر سوال برده اند. نمی دونستم. با این حساب خیلی از فرضیه های قدیمی هم که بر پایه نظریه بیگ بنگ بنا نهاده شده بود هم الان زیر سوال رفته. جالبه. اما میگی برای ایجاد یک ذره، در حال حاضر به برخورد فوتون پر انرژی به هسته اتم نیاز هست. سوالم اینه که در حال حاضر دانشمندان دقیقا به چه میزان انرژی فوتون دست پیدا کرده اند؟ احتمالا تا انرژی ایده آل برای خلق میلیون ها ذره زیراتمی فرسنگ ها فاصله داریم. درسته؟ بعد اینکه مثلا برای ایجاد هر شی ای (مثلا همون دانه شن) به چه چیزهای دیگه ای احتیاج هست به غیر از تولید انرژی جرم عنصر مزبور ضربدر مجذور سرعت نور؟ یعنی ما فقط با داشتن فلان انرژی و برخورد انرژی نوری(فوتون) به هسته اون ماده می تونیم ذره زیراتمی تولید کنیم؟ آیا با تابش فوتون صرف به یک هسته فلان ماده میشه همون ماده رو تکثیر کرد؟ (دیدی گفتم صدتا سوال دارم! :D)

      درباره سوال دومم:

      آره دیشب خودم متوجه شدم که پوزیترون رو با پروتون اشتباه گرفتم با توجه به عکس دوم همین پست. :دی
      البته در دوران دبیرستان و پیش دانشگاهی به طور جامع با سیستم هسته و مولکول آشنا شده بودم اما به خاطر اینکه چند سال دانشگاه کلا هیچ درس و واحد شیمی نداشتیم و به خاطر فرّار بودن اینا، کلا همه چیز یادم رفته بود. به خاطر همین پروتون رو با پوزیترون اشتباه گرفتم. البته تا اونجایی که یادمه تو اون دوران در کلاسها صحبتی از پادماده ها نشد (یا گفته شده و من یادم نیست). به هرحال به خاطر یادآوری الکترون، پروتون و نوترون ازت ممنونم.
      اما درباره پادذره ها که میگی :«یا باید دور از ذره ها باشن، یا باید پادذره ها کلا دست جمعی رفته باشن یه جای دیگه» و اینکه نظریه های متهورانه دیگه ای وجود داره، با این جملات خیلی موافقم. اگر قرار باشه جهان هستی دارای 11 بعد باشه و فقط 4 بعدش برای بشر ملموسه، پس نتیجه میگیریم که خیلی از نظریه های علمی دیگه در دل اون 7 بعد وجود دارند که هنوز به روی بشر بسته اند و هیچ دریچه ای از اونها برای ما باز نیست و احتمالا این دریچه حالا حالاها تا خود ذات مقدس پروردگار نخواهد برای انسان باز نخواهد شد و انسان از دستیابی به اطلاعات و دانش اون محروم ه. اگرچه تا همین الان هم هر روزنه ی علمی که برای بشر و دانشمندان تاریخ گشوده شده به خاطر لطف خدا بوده و به هرکس به میزان تلاش و همتش در راه علم و ظرفیتش دانش عطا کرده. به قول استیفن هاوکینگ: «بشر می تونه در آینده به جایی برسه که ذهن خدا رو بخونه و راز هستی و خلقت رو کشف کنه (خودش خالق بشه).» اما بستگی به اراده و تصمیم خود خدا داره این قضیه. اینکه به بشر تا چه حد اجازه بده که پیش بره.
      در قرآن داریم که جن ها (شیاطین جنیان) می خواستند استراق سمع از اخبار غیبی کنند و خداوند توسط ملائکه و شهاب سنگ هایی مخصوص آنها را از ملکوت دور می کنند. «آیات: حجر/18 ، صافات/10 ، جن/9». مراد از آسمانى كه ملائكه در آن منزل دارند، عالمى ملكوتى است كه افقى عالى ‏تر از افق عالم ملك و محسوس دارد، همان طور كه آسمان محسوس ما با اجرامى كه در آن هست عالى‏ تر و بلندتر از زمين ماست. و مراد از نزديك شدن شيطان ها به آسمان و استراق سمع و به دنبالش هدف شهاب ها قرار گرفتن، اين است كه: شيطان ها مى ‏خواهند به عالم فرشتگان نزديك شوند و از اسرار خلقت و حوادث آينده سر درآورند و ملائكه هم ايشان را با نورى از ملكوت كه شيطان ها تاب تحمل آن را ندارند، دور مى‏ سازند و يا مراد اين است كه: شيطان ها خود را به حق نزديك مى‏ كنند، تا آن را با تلبيس‏ ها و نيرنگ هاى خود به صورت باطل جلوه دهند و يا باطل را باتلبيس و نيرنگ به صورت حق درآورند اما ملائكه تلاش آنان را باطل مى ‏كنند و حق صريح را هويدا مى‏ سازند، تا همه به تلبيس آنها پى برده؛ حق را حق ببينند و باطل را باطل.
      در کل حرفم اینه که همه چیز به اراده خدا صورت می گیره و قرار نیست اراده خدا همیشه به نفع و در راه خواسته های بشر باشه…

      راستی آخرین سوالم (که تو پست قبلیم هم اشاره کردم) رو هنوز نگه داشتم و ترجیح میدم بعدا ازت بپرسم، وقتی که دانشم رو نسبت به این مسائل و فیزیک کوانتوم بالا بردم میپرسم. چون سوالم درباره نظریه زمان و نظریه نسبیت خاص/ سفر در زمان اینشتین ه و طولانیه.

      مرسی بابت وقتی که برای جواب ها میذاری.

    • در مورد نظریه بیگ بنگ، حرفم نقل قولی از یک متخصص بود و خودم در جریان نیستم که آیا گزینه بهتری به جای بیگ بنگ پیدا کردن یا نه (تا جایی که می دونم نه) ولی خب چیزی که قطعیه اینه که هیچی قطعی نیست! و اینا همه در حد نظریه هستن و واقعا خیلی راه مونده تا بشر بتونه به چند و چون عالم پی ببره.
      در مورد توانایی یا در واقع ناتوانی بشر در ساخت ماده، حرفت درسته و تولید ماده در حجم های حتی خیلی کم واقعا خیلی هزینه بره و قطعا ناتوانی بشر رو نشون میده. در این مورد که برای ساخت ماده به چه ایزارهای دیگه ای نیاز هست، اگه بخوام وارد جزئیات بشم خیلی بحث طولانی میشه ولی مختصرش اینه که نیاز به ایزارهای خاص و گرانقیمتی مثل شتاب دهنده ها یا دستگاه های لیزری خاص هست و تکنولوژی اش رو تعداد کمی از سازمانها دارن.
      در مورد سوال دومت و مطالب دینی که مطرح کردی، به نظر من دنیای مادی ما با تمام قوانین فیزیکی اش برای شناخت و افزایش علم ما قرار داده شده و اصلا قراره که ما جهان رو کامل بشناسیم. ولی اون مطالب متافیزیکی که گفتی در حیطه جهان مادی ما نیست و بحثش جداست. البته واقعا این بحث ها هیچ پایه علمی و اثباتی ندارن و چیزی که گفتم فقط نظر شخصیمه :دی
      امیدوارم کتاب رو بخونی و وارد این دنیای شگفت انگیز فیزیک بشی، واقعا افق دید آدم گسترش پیدا می کنه و دنیا و افکار آدم با دونستن این حقایق زیر و رو میشه.

    • کتاب رو حتما می خونم. ممنون برای معرفیش.

      درسته هزینه بره اما الان هزینه بره و به احتمال قوی تا سال های آینده (نمیشه قطعی گفت چند سال دیگه) بشر میتونه با هزینه کم به چیزهایی که میخواد دست پیدا کنه. البته بازم میگم همه اینا منوط به اجازه و اذن خداست و بس.

      در مورد اینکه گفتی: «دنیای مادی ما با تمام قوانین فیزیکی اش برای شناخت و افزایش علم ما قرار داده شده و اصلا قراره که ما جهان رو کامل بشناسیم. ولی اون مطالب متافیزیکی که گفتی در حیطه جهان مادی ما نیست و بحثش جداست. البته واقعا این بحث ها هیچ پایه علمی و اثباتی ندارن و چیزی که گفتم فقط نظر شخصیمه».
      با قسمت اول جمله ات موافقم اما با ادامه اون نه.
      متافیزیک و دنیای معنوی همیشه در کنار دنیای مادی بوده و همیشه دنیای ماوراء با قدرت بالایی که داشته به بشر در امر شناخت خود و محیط مادی پیرامونش کمک کرده. عالم غیب و تاثیراتش بر دنیای بشر رو نمیشه منکر شد. داستان های واقعی زیادی از گذشته تا به حال وجود داشته که بر این مساله مهر تایید میزنه. آیا فرمول و نظریه نسبیت اینشتین فقط توسط تمرین و ریاضت شخص اینشتین به اثبات رسید یا عالم غیب و کمک های خدا هم در این توفیق دخیل بود؟ آیا فقط خود شخص ادیسون بود که تونست برق و هزار چیز دیگه رو اختراع کنه یا کمک هایی از عالم ماوراء بهش میشد و بدون اینکه خود بفهمد راه رو در ذهنش هموار می کرد تا به موفقیت برسه؟ مطمئنا اختراع برق با اراده و اذن خدا صورت گرفته و البته این اختراع در دستان کسی قرار می گیره که بیشترین زحمت رو برای کمک به مردم و بشر بکشه. هر کدوم از داستان زندگی مخترعین و دانشمندان بزرگ رو بخونیم درش روزنه ای از عالم ماوراء و کمک عالم غیب وجود داره. از پیدا کردن فلان کتاب معروف در فلان بازار به صورت اتفاقی توسط بو علی سینا گرفته، تا جا گذاشتن نگاتیو های دوربین عکاسی در اتاق توسط فلان دانشمند و کشف اتفاقیه یک فرمول و دستاورد خاص. آیا فلان فیلمنامه مشهور که صاحبش رو معروف و ثروتمند میکنه و فیلم پر فروشی بر اساس اون ساخته میشه به صورت تصادفی در ذهن نویسنده نشسته یا از جای دیگه ای هم کمک شده؟ البته این بحث خیلی طولانیه… به نظرم هرچیزی که با علم نشه اثباتش کرد دلیل نمیشه که کلا ردش کرد. چیزی که مشخص علم بشر در برابر علم خدا کاملا ناقص و محدوده و این علم قدرت رد عالم ماوراء رو نداره؛ چون هنوز به خودش هم متکی نیست و نتونسته نطریات خودش رو قطعی اعلام کنه و چیزی که تا ده سال پیش مورد تایید هزاران دانشمند بود، در حال حاضر منقضی ه.

    • فکر کنم منظورم رو بد بیان کردم. من ماوراءالطبیعه رو به هیچ وجه رد نمی‌کنم و به وجودش اعتقاد دارم، چون قطعا چیزهایی هست و خودم هم دیدم که با علم – دست کم علم در حال حاضر – قابل توجیه نیست. ولی معتقدم باید بحث علمی رو از بحث ماوراءالطبیعه جدا کرد و هر کدوم رو به جای خودشون مورد مطالعه و بررسی قرار داد.
      در مورد اینکه آیا ادیسون و بوعلی سینا الهام گرفتن یا خودشون به نتایجی رسیدن، حقیقتش نمی دونم و فکر هم نمی کنم راهی برای رد یا اثبات هیچ کدومش باشه و برای همین ترجیح میدم نظری در این مورد ندم. ولی کلا معتقدم جهان مادی ما با قوانین خودش در حیطه مسائل مادی قائم به ذاته و نیازی به دخالت موجودات ماورایی نیست، ولی در خارج از جهان مادی ما چه بسا موجودات غیر مادی در دنیاهای غیرمادی خودشون وجود داشته باشن و گاهی تداخلی بین این دو دنیا به وجود بیاد.
      راستش در کل با وجود اینکه خیلی در مورد این مسائل کنجکاوم، ولی به بحث در این زمینه ها علاقه ای ندارم، چون معمولا بحثیه که به هیچ نتیجه ای نمی رسه و موضوع به شدت غیر قابل آزمایش و رد و اثباته.

  2. مطلب خوبی بود، مرسی. اما یه چیزی، محبوبیت انفجار بزرگ کم نشده و با تقریب خوبی همچنان بی رقیبه (البته بجز تعدادی نطریه خیلی مستقل و کاملا ریاضی!) بحث بیشتر حول تصحیح کردن این نظریه می گرده. تصحیحاتی مثل نظریه های تورمی و یا چند جهانی و…حتی نظریه هایی که دنیاهای تپنده رو هم مدلسازی می کنند! تقریبا همه ی اونها تصحیحی بر انفجار بزرگ هستند نه یک چیز مجزا. بیشتر اختلافات و مشکلاتی که در مورد توضیح عالم با چیزهایی مثل انفجار بزرگ هست، بر می گرده به همون «ده به توان منفی سی و چهار» ثانیه اول یا زمان پلانک. که یه طورایی همین زمان کوتاه خیلی چموشی می کنه! ولی بعد از اون تصحیح تورمی انفجار بزرگ با تقریب مناسبی از عهده اغلب پاسخ ها بر میاد. و سازگاری خوبی با مشاهدات (مخصوصا یافته های ماهواره دبلیو-مپ) داره. در مورد تفاوت زیاد بین مقدار ماده و ضد ماده هم به کارهای آندره ساخاروف نیگا کن، هرچند توضیح کاملی نیست اما تلاش خیلی خوبیه! و نظریه M هم در راهه! این جمله آخر یه اهنگ ترسناک هم داره واسه بوجود آوردن حس تعلیق برای قسمت آینده! :دی

    • خواهش می کنم … راستش در مورد کم شدن محبوبیت بیگ بنگ، حرفت رو قبول دارم و این مطلبی که گفتم نقل قولی بود از یک متخصص خیلی باسواد! که خودش توی دانشگاه های اروپا فیزیک کوانتوم رو تدریس می کنه، وگرنه تا جایی که خودم خوندم هم نظریه بهتر و قابل قبول تری از بیگ بنگ در نیومده هنوز.
      در مورد آندره ساخاروف، ممنون حتما چک می کنم.
      نظریه M هم که طفلک خیلی وقته تو راهه ولی انگار سر سراه بنزین تموم کرده و معلوم نیست کی برسه :دی ما که خیلی وقته چشم انتظار اومدنشیم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s