Top 10: همکاری های پایدار کارگردانان و بازیگران

استاندارد

در تاریخ سینما بارها پیش اومده که کارگردان و بازیگری طوری از همکاری با هم احساس رضایت کردند که این همکاری ادامه دار شده و تقریبا تبدیل به یک زوج سینمایی شدن. زوج های سینمایی ای که کم کم برای خودشون هویت و طرفدارانی پیدا می کنند، ارتباطشون رشد می کنه، گاهی حتی در فیلم هاشون هم نمود پیدا می کنه، و گاهی کم کم از هم فاصله می گیرند. دنبال کردن این زوج های سینمایی همیشه از علائق من بوده. لیست 10 زوج سینمایی برتر از نگاه من، بدون ترتیب:

تیم برتون | جانی دپ

عناوین مشترکEdward Scissorhands، Ed Wood، Sleepy Hollow، Charlie and the Chocolate Factory، Alice in Wonderland، Dark Shadows، Sweeney Todd، Corpse Bride

مگه میشه این زوج دیوانه و هماهنگ رو دوست نداشت؟! چیزی که باعث تداوم این ارتباط و تبدیلش به یک دوستی عمیق شده، شباهت شخصیتی و علائق مشترک این دو نفره، مساله ای که به گفته دپ در اولین ملاقاتشون در کافه باعث شد به شدت نسبت به برتون احساس نزدیکی و مشابهت کنه. هیچکس بهتر از دپ نتونسته به کاراکترهای پیچیده و دوگانه برتون، جان بده، و از اون طرف هم هیچکس بهتر از برتون نتونسته توانایی های بازیگری دپ رو بالفعل کنه و مورد استفاده قرار بده. اینو هم باید در نظر داشته باشیم که استعداد جانی دپ رو برتون شناسایی کرد و با فیلم ادوارد دست قیچی او رو به دنیای اشتهار وارد کرد. دپ در مقدمه کتاب خوب برتون به روایت برتون میگه:
«تقریبا اصلا مهم نیست که او چه فیلمی بخواهد بسازد – من برایش کار خواهم کرد. در خدمت او هستم. چون بی هیچ قید و شرطی به او اطمینان دارم – به بینشش، به ذائقه اش، شوخ طبعی اش، به قلب و مغزش. او به نظر من یک نابغه واقعی است و باور کنید که من این صفت را برای آدم های زیادی به کار نمی برم … چیزی که او دارد، موهبت الهی بسیار خاصی است که هر روز آن را نمی توان دید. کافی نیست که او را تنها یک فیلمساز بدانیم. عنوان نابغه بیشتر برازنده اوست – نه تنها در فیلمسازی که در نقاشی، عکاسی، اندیشه، بصیرت، و ایده پردازی.»

بیلی وایلدر | جک لمون

عناوین مشترکSome Like It HotThe ApartmentIrma la DouceThe Fortune CookieThe Front PageAvanti!Buddy Buddy

زوجی بسیار دوست داشتنی که چند تا از فیلم های کلاسیک محبوب من حاصل همکاری اونهاست. فیلم هایی که با نگاه شوخ و پر نشاط و متفاوت وایلدر و جذابیت و شوخ طبعی ذاتی جک لمون تازگی و طراوتشون رو در گذر سالها حفظ کردن. اینجا هم وایلدر بود که لمون رو از یک هنرپیشه نقش های مکمل به یک ستاره تبدیل کرد.

الیا کازان | مارلون براندو

عناوین مشترکA Streetcar Named DesireOn the WaterfrontViva Zapata!

سه عنوان مشترک ولی هر سه عالی. اتوبوسی به نام هوس و در بارانداز هر دو شاهکارند، چه از لحاظ کارگردانی و چه بازیگری. کازان این نبوغ رو داشت که از بازیگر فوق العاده مستعد ولی ناآرام و بیقراری مثل براندو چنان بازی های شسته و رفته و کم نظیری بگیره.
براندو در کتاب گفت و گو با مارلون براندو درباره کازان میگه:
«کازان بهترین کارگردانیه که یه بازیگر ممکنه از خدا بخواد، چون خودش قبلا بازیگر بوده، اما یه جور بازیگر مخصوص. چیزهایی رو می فهمه که کارگردان های دیگه نمی فهمند. به آدم الهام میده. بیشتر بازیگرها انتظار دارند وقتی از راه میرسن نقش اونا حاضر و آماده باشه و یه حس تر و تازه بهشون دست بده، وقتی کارگردان میگه: «بسیار خوب، شروع کن»، نقش رو به سرعت اجرا می کنن. اما کازان چیزهای زیادی برای بازیگر داره، اصلا اونو وادار به مبارزه می کنه. اون از معدود کارگردان هاییه که اونقدر خلاق و فهمیده است که می دونه بازیگرش سعی داره چیکار کنه، اجازه میده سکانس رو تقریبا به هر شکلی که دلت میخواد بازی کنی.»

رابرت زمه کیس | تام هنکس

عناوین مشترکForrest Gump، Cast Away، The Polar Express

یکی از زوج های بسیار محبوب من. با اینکه همکاری اونها به 3 عنوان ختم میشه، ولی هر 3 این فیلم ها از فیلم های مورد علاقه ام هستند. زمه کیس از کارگردان های مورد علاقه منه و همه فیلمهاش رو خیلی دوست دارم، و در دو فیلم فارست گامپ و دورافتاده هم تام هنکس دو تا از بهترین و به یاد موندنی ترین بازی های خودش رو ارائه داده، فیلم هایی برای ده ها بار دیدن.

وس اندرسون | بیل موری

عناوین مشترک: Rushmore، The Life Aquatic with Steve Zissou، The Darjeeling Limited، Fantastic Mr. Fox، The Royal Tenenbaums، Moonrise Kingdom

یک زوج عجیب و خاص و متفاوت. وس اندرسون کارگردان جوان و بسیار خوش آتیه ای با سبک و دید منحصر به فردی که در تمام فیلم هاش دیده میشه. ممکنه کسی از فیلم هاش خوشش نیاد، ولی نمیشه منکر مولف و صاحب سبک بودن این فیلمساز با استعداد شد. من فیلمهاش رو به خاطر عجیب و غیر عادی بودنشون دوست دارم؛ همیشه از یک زاویه متفاوت به مسائل نگاه می کنه و هیچ اثری از تقلید و کلیشه در کارهاش دیده نمیشه. نگاه نوآورانه اش و طنز هوشمندانه و جذاب فیلم هاش اونو به یکی از کارگردانهای مورد علاقه ام تبدیل کرده.
اندرسون با هنرپیشه های دیگه ای هم همکاری چندباره داشته (جیسون شوارتزمن، اوون ویلسون)، ولی البته هیچکدوم به گرد پای بیل موری عزیز و دوست داشتنی نمی رسن. بدون شک بیل موری یکی از دلایل اصلی جذابیت و خاص بودن فیلم های اندرسونه، هنرپیشه و کمدین نابغه ای که بسیار نادیده گرفته شده و با هر بار تماشای بازی هاش ده ها نکته ظریف و جدید به چشم میاد.

وودی آلن | میا فارو

عناوین مشترکSeptemberAnother WomanBroadway Danny RoseAliceShadows and FogZeligRadio DaysHusbands and WivesThe Purple Rose of CairoCrimes and MisdemeanorsHannah and Her SistersNew York Stories

وودی آلن یکی از پر کار ترین کارگردانهاست. او در فیلم هاش با دو هنرپیشه بیش از همه همکاری های مستمر داشته و در بسیاری از این فیلمها هم با هر دو همبازی بوده، که هر دو ارتباط هم به ازدواج و در نهایت طلاق منجر شدند: دایان کیتون، و میا فارو. هر کدوم از این دو هنرپیشه خصوصیات خاص خودشون رو دارند و به وضوح روی خلق کاراکترهای فیلم های آلن تاثیر زیادی داشتند. ولی من شخصا به فیلم هایی که میا فارو در اونها ایفای نقش کرده علاقه بیشتری دارم، شاید علت اصلیش این باشه که آلن در این دوران پخته تر شده و سبکش رو تثبیت کرده و طنز فیلم هاش از کمدی موقعیت کم کم به نوع هوشمندانه تری تغییر کرده و حرف های بیشتری برای گفتن داره. دوران اوج وودی آلن به نظر من، دورانیه که با میا فارو همکاری می کرده و یکی از پربار ترین همکاری های بین کارگردان و بازیگر در این دوران رقم خورده. خودش در مصاحبه اش در کتاب وودی آلن به روایت وودی آلن درباره تفاوت کیتون و فارو اینطور میگه:
«[میا فارو] هنرپیشه خوبی است. قادر است نقش های مختلفی را بازی کند. از نظر بازیگری از عهده نقش های زیادی بر می آید. می تواند هم نقش های جدی و هم کمدی را بازی کند. ضمنا بسیار خوش تصویر است. روی صحنه بسیار زیباست. او یک هنرپیشه خوب واقعگراست، و برعکس دایان کیتون که کمدین بی نظیری است، اما فقط یک شخصیت دارد، یک شخصیت بسیار قوی. همیشه یک جور است، اما همیشه فوق العاده است، مثل کاترین هپبورن. میا فارو همیشه متفاوت است. همانطور که گفتم قدرت نقش آفرینی در عرصه های مختلف را دارد و نقشش هر قدر ناآشنا و غیر عادی باشد برایش مساله ای نیست، او آن را به خوبی ایفا می کند.»

فرانسوا تروفو | ژان پی یر لئو

عناوین مشترک: The 400 BlowsDay for NightThe Wild ChildStolen Ki*s*sesLove on the RunBed & BoardTwo English GirlsLove at TwentyAntoine and Colette

این مورد یکی از جالب ترین و منحصر به فرد ترین همکاری های تاریخ سینماست. شخصیت آنتوان دوانل مخلوق تروفو که اولین بار در داستان کوتاهی به نام «آنتوان و دختر یتیم» ظاهر شد، در 5 فیلم از تروفو و با بازی ژان پی یر لئو در نقش آنتوان هم حضور داشته. شروع این داستان بر می گرده به فیلم 400 ضربه، فیلمی که دوران نوجوانی آنتوان رو روایت می کنه. در این فیلم، ژان پی یر لئو هم مثل کاراکتری که نقشش رو بازی می کنه نوجوانی بیش نیست. داستان زندگی این شخصیت با فیلم های آنتوان و کولت، بو*سه های دزدیده شده، ماوای زن*اشویی (Bed and Board)، و عشق در فرار ادامه پیدا می کنه. در فیلم اول آنتوان فقط 12 سالشه، ولی در فیلم آخر او یک مرد 32 ساله اس. در کتاب فرانسوا تروفو درباره این ماجرا به زیبایی اینطور نوشته:
«شخصیت خیالی آنتوان دوانل ترکیب اتوبیوگافیک دوگانه ای است که آمیزه ای از شخصیت مولف و بازیگر را ارائه می دهد. این پرسوناژ رابطه ای چنان قوی، چنان مبهم، و چنان تقلیدگرانه برقرار می کند که نه تروفو و نه لئو هرگز نمی توانستند یا نمی خواستند حد و مرزی برای آن قائل شوند. در عشق در فرار، سوزان شیفمن به تروفو پیشنهاد کرد پایانی بیابد تا امکان خروج دوانل و لئو از اثرش فراهم شود، اما هیچ گامی در این جهت برداشته نشد. در نتیجه کار منحصر به فردی در سینما صورت گرفت: مخاطب شاهد پیر شدن یک شخصیت از فیلمی به فیلم دیگر بود. این در حالی است که سراسر زندگی خصوصی او، برخوردها، عشق ها، کار، شادی ها و غم هایش را به تماشا می نشیند، و در این میان هویت به سه شکل پدیدار می شود: هویت بازیگر فیلم (لئو)، مولف آن (تروفو) و مخاطبی که هر بار آنان را باز می یابد.»
البته همکاری این دو شامل موارد دیگه ای هم میشه، ولی عاملی که این همکاری رو شهره کرده، شخصیت آنتوان دوانل هست.

دیوید فینچر | برد پیت

عناوین مشترکFight ClubSe7enThe Curious Case of Benjamin Button

یک مورد دیگه از همکاری 3 فیلمی، ولی بسیار پربار. برد پیت اگر شانس بازی در دو فیلم بی نظیر فینچر، باشگاه مشت زنی و هفت، رو پیدا نمی کرد، الان مسلما جای متفاوتی ایستاده بود. فینچر نشون داد که حتی پیت هم توانایی های بازیگری زیادی داره و فقط نیاز به یک فیلمنامه خوب و یک کارگردان قوی داره تا توانایی هاش رو آشکار کنه.

استیون سودربرگ | جورج کلونی

عناوین مشترکOcean’s ElevenOcean’s TwelveOcean’s ThirteenOut of SightSolarisThe Good German

جورج کلونی به دلیلی که برای من نامعلومه خیلی کمتر تونسته به جایگاهی که استحقاقش رو داره دست پیدا کنه. ولی در فیلم های سودربرگ او به یک ستاره درخشان تبدیل میشه و از پیله اش بیرون میاد. این دو هم در خارج از دنیای فیلمها دوستان خوبی هستند، چرا که روحیات و علائق مشترک اونها رو به هم پیوند میده. این دوستی در طول سالها طوری استحکام پیدا کرد که در سال 2000 به ایجاد یک شرکت فیلمسازی منتهی شد.

مارتین اسکورسیزی | رابرت دنیرو

عناوین مشترکGoodfellasTaxi DriverCasinoRaging BullCape FearMean StreetsThe King of ComedyNew York, New York

با این که شخصا علاقه ای به فیلم های گنگستری ندارم، ولی نمیشه از همکاری های به یاد موندنی سینمایی حرف زد و اسمی از این زوج مافیایی خشن و مردانه و دوست داشتنی نیاورد، یک همکاری طولانی و بسیار موفق که حاصلش چندین شاهکار تاثیر گذار بوده. اسکورسیزی در سال های اخیر به همکاری با دی کاپریو رو آورده و سعی داره کارنامه موفقش با دنیرو رو باز تکرار کنه، ولی خب، دی کاپریو هر چقدر هم که در فیلم های اسکورسیزی بدرخشه، هرگز دنیرو نمیشه!

 

این لیست می تونه با زوج های زیادی ادامه پیدا کنه، سرجیو لئونه و کلینت ایستوود، برادران کوئن و استیو بوشمی / فرانسیس مک دورمند، ژانگ ییمو و ژانگ زی ئی / گونگ لی، کریستوفر نولان و کریستین بیل، تیم برتون و هلنا بونهم کارتر، آکیرو کوروساوا و توشیرو میفونه، هیچکاک و کری گرانت، فلینی و ماسترویانی، جان فورد و جان وین، و … . ولی در این لیست شخصی سعی کردم مواردی که بیشتر برای خودم جالب بود رو قرار بدم.
زوج های مورد علاقه شما چه کسانی هستند؟

 

یک پاسخ »

  1. تو این لیست زوج تام هنکس و رابرت زمکیس و همکاریشون رو بیشتر از بقیه دوست دارم. ایکاش دوباره با هم همکاری کنند و مثل قدیم یه فیلم شورانگیز و باحال بسازند.
    هیچوقت نتونستم دلیل اهمیت و محبوبیت زوج اسکورسیزی و رابرت دنیرو رو بفهمم. به نظرم بهترین فیلم های دنیرو در کنار اسکورسیزی رقم نخورده. گاو خشمگین، راننده تاکسی، رفقای خوب، خیابان های پایین شهر و غیره، به نظرم هیچکدومشون فیلم های آنچنان بزرگ و شاهکاری نیستند. در اینکه دنیرو یکی از با استعدادترین بازیگرهای دنیا بوده هیچ شکی نیست.
    زوج تام هنکس و اسپیلبرگ هم زوج خوبی بودند و افسوس که دیگه با هم همکاری نمی کنند.
    تام هنکس و فرانک دارابونت یا تیم رابینز و فرانک دارابونت هم می تونستند همکاری های بیشتری با هم داشته باشند و یه زوج سینمایی رویایی رو تشکیل بدن که به دلیل کم کاری دارابونت این مهم صورت نگرفت.
    همچنین ژانگ ییمو | گونگ لی تایید میشه.

    و به نظرم جت لی و تسوی هارک در کنار هم چندتا از بهترین و خاطره انگیز ترین فیلم های رزمی رو ساختند؛ سری روزی روزگاری در چین. اخیرا هم یه همکاری مشترک با هم داشتند که چنگی به دل نمی زد.
    هچنین جت لی | آندرزج بارتکوویاک هم زوج سینمایی محبوب من بودند و فیلم های رومئو باید بمیرد و از گهواره تا گور حاصل همکاریشونه.

    از دیگر زوج های سینمایی مورد علاقه ام میتونم از برایان دی پالما و آل پاچینو نام ببرم که با همدیگه دو تا از فیلم های رویایی/ کهکشانی سینما رو بوجود آوردند: صورت زخمی و راه کارلیتو.

    و البته سیدنی لومت و آل پاچینو با فیلم های بعدازظهر سگی و سرپیکو.

    در آخر باید بگم که احتمالا کریستوفر نولان و مایکل کین هم حالا حالاها با هم همکاری مسالمت آمیز خواهند داشت. این دو هم خیلی با هم جورند و یه جورایی مایکل کین امضا و پای ثابت فیلم های نولان شده.

    پی نوشت: زوج سینمایی محبوب زیاد هست. اینایی که نوشتم رو بیشتر دوست دارم و تو ذهنم بود.

    • به بــــه چه پاسخ مفصلی! لذت بردم :دی
      جت لی و تسوی هارک رو خیلی خوب گفتی، اصلا حواسم به این 2 تا نبود. خیلی حیف شد که سری روزی روزگاری در چین بدون جت لی ادامه پیدا کرد.
      کریستوفر نولان و مایکل کین هم زوج خیلی خوبی هستن، مایکل کین رو دوست دارم.

    • چاکریم! :دی

      مطمئنی؟ تا اونجایی که یادمه روزی روزگاری در چین شامل 5 فیلم بود که به هم کاملا ربط داشتند و یه مجموعه رو تشکیل می دادند و تو همشون جت لی حضور داشت.

      3 تاشون رو تسوی هارک ساخته بود:
      Once Upon a Time in China
      Once Upon a Time in China 2
      Once Upon a Time in China 3

      یکیشون رو یوئن وو پینگ کبیر:
      Last Hero in China

      و آخریش رو هم ساموهونگ ساخته بود:
      Once Upon a Time in China and America

      این مجموعه هم کلا درباره زندگی و ماجراجویی های وانگ فی هونگ از اساتید افسانه ای چین بود همونطور که میدونی. بین این 5 تا ، 3 گانه تسوی هارک حرفه ای تر و خوش ساخت تر بود.
      از دیگر همکاری های جت لی میشه به فیلم های: استاد و ماسک سیاه اشاره کرد که هر دوشون جزء فیلم های رزمی محبوبم هستند.
      همچنین جت لی و کوری یوئن هم زوج سینمایی/ رزمی خوبی بودند و جت لی با او خیلی بیشتر از تسوی هارک همکاری کرد.

      راستی تو پست قبل دو نفر رو یادم رفت بگم: تونی لیونگ و وونگ کار وای. این دوتا هم فیلم زیاد با هم ساختند هرچند هیچکدوم
      از فیلمهاشون به پای «در حال و هوای عشق» نرسید. اخیرا هم وونگ کار وای به رسم قدیم دست یاری به سوی تونی لیونگ دراز کرده، هم پیمان شدند و فیلم The Grandmasters رو تو نوبت اکران دارند. خیلی خیلی مشتاق دیدن این فیلم رزمی هستم. تقریبا از زمانی که کلید خورد تا همین الان منتظر اکرانش بودم. داستانش درباره ایپ من، استاد و ترویج دهنده سبک وینگ چون و اولین استاد هنرهای رزمی که وینگ‌ چون کونگ‌ فو رو به طور عمومی آموزش داد هست. اولین تجربه رزمی وونگ کاروای محسوب میشه و ژانگ زی یی هم توش بازی کرده! قراره یکماه دیگه اکران بشه.

    • الان که تو لیستم نگاه کردم دیدم که 3 تا روزی روزگاری در چین از جت لی دیدم و یه روزی روزگاری در چین و آمریکا، یه روزی روزگاری در چین 8 هم دیدم که جت لی نبود و کس دیگه ای توش بازی می کرد، ولی شایدم این فقط اسمش بوده و ربطی به اونا نداره … اینطور که میگی یکیشو هم ندیدم انگار :/ آره 3 تای اول رو منم بیشتر دوست داشتم، یادمه که مخصوصا از قسمت دومش خیلی خوشم اومده بود.
      ماسک سیاه رو هم اون موقع که دیدم خوشم اومده بود.
      در مورد تونی لیونگ و وونگ کار وای هم درسته این دو تا هم زوج خیلی خوبی هستن، اتفاقا شک داشتم توی لیست بذارمشون یا نه، ولی خب خیلی بین ایرانی ها فکر نکنم شناخته شده باشن.
      Grandmasters که گفتی هم باید دیدنی باشه، از سبک وونگ کار وای خیلی خوشم میاد.

    • اینو یادم رفته بود جواب بدم. :دی

      اتفاقا فقط روزی روزگاری در چین 2 خیلی قشنگ ه و ارزش دیدن داره. روزی روزگاری در چین و آمریکا هم بد نیست.

      فقط امیدوارم سر این فیلم Grandmasters وونگ کار وای از سبک فیلمسازی همیشگیش فاصله بگیره. همون سبک پر از ابهام و گنگی که تو فیلمهای عاشقانه اش مرسومه. حالتی که نمیذاره فیلمهاش رو با تمام زیبایی و حُسن هاش دوست داشته باشیم.

    • موافقم 😀 بعضی وقتا سبکش زیادی مبهم میشه و لذت بردن از فیلمهاشو سخت می کنه.

  2. سلام.وبلاگ خیلی خوبی داری.از وبلاگ دکتر مجیدی ردتو زدم.زوج اسکارلت جانسون و وودی آلن هم خوبه. راستی درباره سریال بیشتر بگو لطفا,میخوام یه دونه خوبشو شروع کنم و موندم بین واکینگ دد و فرینگ(یا همچین چیزی بود اسمش) کدومو ببینم.چندتا هم پیشنهاد شما بده.مرسی

    • سلام. خیلی ممنون لطف دارین.
      بله وودی آلن با اسکارلت یوهانسون هم سه مورد مشترک داره و هر سه هم فیلم های خوبی هستن.
      در مورد سریال، بستگی داره که سلیقه شما بیشتر به کدوم سمت متمایل باشه. walking dead از نظر پرداخت قوی تر از فرینجه، ولی فرینج موضوعش علمی – تخیلیه. سریال فرینج بیشتر برای هوادارای سریال های علمی – تخیلی جذابیت داره ولی walking dead طیف علاقه مندان وسیع تری داره (اگه با زامبی ها مشکلی ندارین البته). سریال های خوب دیگه هم زیاده، Prison break, dexter, lost, friends, 24 اینا چند تایی هستن که از همه معروف ترن و اغلب ایرانی ها هم دیدن و ازشون خوششون اومده. اگه تازه میخواین سریال دیدن رو شروع کنین پیشنهاد می کنم از اینا شروع کنین. ولی اگه اینا رو دیدین و دنبال موارد دیگه هستین بگید که چند تا دیگه رو هم معرفی کنم. البته دونستن سلیقه تون واقعا لازمه برای راهنمایی کردن.

  3. مرسی.اسکارلت یوهانسون همه جای دنیا یوهانسون خونده میشه مثل یوونتوس یانه?
    من لاست رو دیدم کامل و 24 و پریسون برک رو چون خیلی طولانی بود صرف نظر کردم.از لاست خیلی خوشم اومد با اینکه اونم طولانی بود البته اونم سیزن آخرشو به زور تموم کردم.

    • نه در واقع جوهانسون تلفظ میشه ولی ما عادت کردیم به تلفظ اشتباه.
      خب پس به نظرم همون Walking dead رو شروع کنین خوب باشه. Supernatural هم طولانیه ولی اگه از موضوعات تخیلی و ماورایی خوشتون میاد از اینم احتمالا خوشتون بیاد. Dexter هم سریال جذابیه و خیلی طرفدار داره، هر سیزنش هم 12 قسمته که باعث میشه خیلی طولانی نباشه.

  4. فک کنم بین واکینگ و دکستر یکیرو ببینم.این برکینگ بد چه ریت بالایی گرفته اون چطوره? البته ببخشید انقد سوال میکنم و وقتت رو میگیرم.

    • خواهش می کنم، خوشحال میشم اگه بتونم کمکی بکنم.
      Breaking Bad هم طرفدار زیاد داره، من خودم چون به این ژانر علاقه چندانی ندارم نگرفتم این سریال رو، ولی فکر می کنم اگه به ژانر جنائی علاقه مند باشید احتمالا از این سریال هم خوشتون میاد.

    • ما با Breaking Bad زندگی کردیم حتمآ ببنید

  5. میگن که تو فیلم سریر خون، صحنه ای که واشیزو (توشیرو میفونه) قرار بود تیرباران بشه، مسیر حرکت واشیزو رو زمین علامت گذاشتند و از تیر و کمانداران واقعی استفاده شده تا کوروساوا بتونه مفهوم ترس به معنای واقعی رو تو چهره واشیزو نشون بده، میفونه بعداً گفته بود که فقط برای کوروساوا حاضر بوده این کار رو بکنه و تا یک ماه بعد هر شب کابوس میدیده

    مطلب خیلی خوبی بود، خوشحالم اینجا رو پیدا کردم 🙂

    • جالب و عجیب بود! نمی دونستم این نکته رو …
      خیلی ممنون، لطف دارین ^_^

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s