The Walking Dead: هیولای درون و هیولای بیرون

استاندارد

مردگان متحرک یک روایت آخر الزمانیه، ولی نه روایتی معمولی. پایان جهان فرا رسیده، پایان جهانی که می شناختیم و دوستش داشتیم؛ ولی این، آغازی بر پایان انسانیت هم هست. در این دنیای جدید جایی برای انسان های ضعیف و دلرحم نیست، جایی برای دلسوزی و فرصت دوباره نیست، جایی برای عدالت و دموکراسی نیست. از این دنیای جدید کودکی رخت بر بسته. دیگه در چشمها اثری از برق شادمانه نیست، فقط هوشیاری و گوش به زنگی، و وحشتی نهفته از مرگی که هر آن ممکنه از پس دیواری سر بیرون بیاره. خاطرات روزهای امن و آرام گذشته های دور رنگ باخته اند و چیزی به نام امید به آینده و رویاهای شیرین دیگه وجود نداره؛ فقط زمان حال باقی مونده، و تنها چیزی که اهمیت داره زنده موندنه، از این لحظه تا لحظه بعد.

این نه فقط داستان مبارزه بازماندگان انسانی با زامبی ها، که داستان استحاله بشریته، داستان بیداری هیولای خفته درون. جنگل ناامنی که حالا خانه انسانهاست این بهانه رو به دست بازماندگان داده که بدون عذاب وجدان دستها رو به خون انسان های «نه چندان بی گناه» دیگه ای آلوده کنند که حیات یا صرفا احساس امنیتشون رو در معرض تهدید قرار دادند. هر لحظه با این سوال رو در رو هستند که مرز کجاست؟! تا کجا باید پیش رفت برای بقای خود و کسانی که دوستشون دارند؟! اصلا آیا در این دنیای دیوانه دیوانه دیوانه، جایی برای شرافت و انسانیت و تردید هست؟!

The Walking Dead سریال بسیار دیدنی و خوش ساختیه از شبکه AMC که از کمیک بوکی به همین نام اقتباس شده. در بین خیل سریال هایی که هر سال ساخته و پخش میشن، تعداد کمی موفق به تمدید برای فصل بعد میشن، و از این بین تعداد بسیار بسیار کمتری رو میشه آثار اصیل و کلاسیک به حساب آورد. The Walking Dead قطعا یکی از معدود آثار کلاسیک دهه اخیره.

زامبی ها که در سال 1968 با فیلم شب مردگان زنده جورج رومرو به معنای واقعی بر پرده سینما جان گرفتند و شهرت جهانی پیدا کردند، در طی دهه های اخیر و با انبوه فیلم های ترسناک و (اخیرا) کمدی زامبی محور به موضوع پیش پا افتاده و لوث شده ای تبدیل شده بودند، ولی رویکرد متفاوت این سریال به موضوع، و تمرکز بر تاثیر دنیای جدید بر انسان ها به جای تمرکز بر صحنه های صرفا خشن و تهوع آور، اون رو به اثری قابل تامل و عمیق تبدیل کرد. البته از تاثیر فیلمنامه عالی، کارگردانی فوق العاده مجموعه توسط فرانک دارابونت، جلوه های ویژه و گریم حرفه ای، و فیلم برداری تاثیرگذارش هم نباید گذشت. نکته مهم دیگه در این مجموعه پرهیز از به کارگیری کلیشه های رایج سریال ها و فیلم های ترسناک، و همینطور از اون طرف بام نیفتادن و به دام سانتی مانتالیزم افراطی سقوط نکردنه که قابل ستایشه. این سریال چه در بین مردم و چه منتقدان بازخوردهای بسیار مثبتی داشته. البته ضعف های سریال رو هم نباید نادیده گرفت، شخصیت پردازی ضعیف بعضی کاراکترها، و بازی های بعضا اغراق آمیز و جو گیرانه و احساسی نقش های اصلی؛ ولی در مجموع تمام این نکات قابل چشم پوشیه. در وبسایت سریال هم موارد جالبی میشه پیدا کرد، از جمله webisode های مجموعه.

با وجود مطالب زیادی که از این سریال در وبسایت های فارسی نوشته شده قصد نداشتم پستی درباره اش بزنم، ولی دیدن اپیزود اخیر (اپیزود چهارم از فصل 3) طوری منو تکان داد که دیدم حیفه حرفی ازش نزنم. از مهم ترین ویژگی های مثبت این سریال اینه که همیشه و هر بار می تونه بیننده رو مقهور و مات کنه، هرگز قابل پیش بینی نیست که لحظه ای بعد چه اتفاقی ممکنه بیفته، و بیننده در لحظه لحظه حس تعلیق و ناامنی و بلاتکلیفی قهرمانان سریال شریکه.

در نهایت باید گفت که شکی نیست که مبارزه با هیولاهای آدمخوار بیرون کار راحتی نیست، ولی مبارزه اصلی در درون بشر در جریانه؛ باید دید آیا بشریت از نبرد با هیولای درون سربلند بیرون میاد یا نه؟ دورنمای فعلی چندان امیدوار کننده نیست.

Advertisements

یک پاسخ »

  1. آره، برادر کوچیکم که سریال رو دنبال می کنه گفت که اپیزود چهار این فصل خیلی تکان دهنده بود. من که سریالش رو نمی بینم. برادرم هم خیلی اصرار کرد ببینمش اما چون کلا به زامبی ها علاقه ای ندارم نمی تونم با این سریال هم ارتباط برقرار کنم متاسفانه. یعنی با هیچ فیلم زامبی ای ارتباط برقرار نمی کنم. حتی به خاطر فرانک دارابونت کبیر دو اپیزود از فصل 1 سریال رو دیدم اما ادامه اش ندادم.
    راستی صحبت زامبی ها شد، دقت کردی فقط من و تو، تو وبلاگ های هم کامنت میذاریم؟ یه حس بدی به آدم دست میده که انگار مثل والکینگ دد همه زامبی شدند و فقط من و تو در این کره خاکی سالم و زنده موندیم و به هم مسیج می زنیم! :دی :دی

    • 😀 خدا نکشدت! خیلی مقایسه خفنی بود! ولی خب تازه اول کاره. باید صبور بود توی وبلاگ نویسی :دی
      من که کلا از همون اول تصمیم گرفتم برای دلم بنویسم، چون وقتی حرفی برای گفتن دارم نوشتنش باعث میشه سبک بشم. به خصوص که اطرافیانم هم خیلی علائق مشترک با من ندارن و نمیشه باهاشون در مورد این طور موضوعات صحبت کرد. مشتری اش هم ایشالا کم کم پیدا میشه :دی
      در مورد سریال، اگه اصلا و ابدا از فیلم های زامبی خوشت نیاد طبیعیه که حس دیدن این سریال رو هم نداشته باشی. کلا هم که گفتی اهل سریال دیدن نیستی پس حساب تو جداست. اگه هم یه موقع هوس کردی سریال بین بشی موارد بهتر برای سلیقه ات هست.

  2. 😆
    منم به این نتیجه رسیدم وبلاگ نویسی خیلی خوبه و حتی میتونه بهتر از فروم گردی باشه. چون اینجا خودتی و نوشته هات و نظرهای مخصوص و محدود وبلاگت اما فروم خیلی بزرگه و وقت آدم رو خیلی بیشتر می گیره. اما در کل هر کدومشون یه سری حُسن دارند.

    کلا اسم سریال میاد برق از سرم میپره! خیلی حس میخواد به خدا!! 😀

    • موافقم. فروم یه خوبی هایی داره مثل بازخورد بیشتر و امکان تبادل نظر بیشتر، ولی توی وبلاگ دست آدم خیلی بازتره از هر نظر.
      بی خیالش تو سریال بین نشو. بذار حداقل یه فیلم بین غیر آلوده به سریال باقی بمونه 😀

  3. باورکن الان چند ماهه چند قسمت از دو سریال Boardwalk Empire و The Mentalist رو گرفتم اما هنوز نگاهشون نکردم. منتالیست رو که دو اپیزود دیدم ولش کردم، اون یکی رو هم کلا ندیدم. هر شب به این امید که صبح فردا با حس سریال بینی از خواب بیدار شم به رختخواب میرم اما هنوز که هنوزه این حس در من بیدار نشده که نشده. (اسمایلی خمیازه)

    • خب از سریال های اشتباهی شروع کردی. Boardwalk Empire رو که خودم با دیدن کمی ازش رغبت نکردم ببینم، ژانر و فضاش رو دوست نداشتم هر چند که حرفه ایه، منتالیست هم یه سریال جنایی اپیزودیکه، از اون سریال هایی نیست که وقتی تازه میخوای سریال بین بشی بری سراغش. باید سریال هایی رو می گرفتی که جذابیت اولیه بیشتری دارن، مثلا Lost, Dexter, 24, Prison Break (اسمایلی تو می تونی :دی)

  4. اسمایلی تو می تونی باحال بود. 😀

    نمی دونم. شاید انتخابهای اولیه ام اشتباه بوده. چون قبلش هم سراغ هیچ سریال جذابی نرفته بودم یه مقدار تو ذوقم خورد. درکل شاید 24 رو شروع کنم. (اسمایلی یعنی میشه؟! :دی)

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s