نکات جالب درباره فیلم قصه های عامه پسند

استاندارد

کتاب پرونده یک خوره فیلم: سینمای کوئنتین تارانتینو (پال ای وودز | افشين ابراهيمي | نشر چشمه) کتاب خوبیه متشکل از یک سری مقالات درباره فیلم های تارانتینو که میشه توش نکاتی خواندنی از فیلم ها پیدا کرد. یک سری از نکات اشاره شده در این کتاب درباره فیلم Pulp Fiction که فیلم مورد علاقه خودم از تارانتینو هست رو اینجا میذارم.

در مورد اسم فیلم:

تارانتینو دو تعریف از کلمه Pulp ارائه میده:

  1. pulp /’p&lp/ n. A soft, moist, shapeless mass of matter
    توده ای نرم، مرطوب و بی شکل از ماده. این معنی یادآور عبارت Beaten to a pulp هم هست (کتک خورده تا حد له شدن). در فیلم می بینیم که شخصیت های اصلی از وضعیت مرتب و مقتدر کم کم به حالت خونین، نامرتب، کثیف و کتک خورده در میان (جولز، وینسنت، مارسلوس، میا، بوچ).
  2. Title Card: A magazine or book containing lurid subject matter and being characteristically printed on rough, unfinished paper.
    نشریه ای (مجله یا کتاب) شامل موضوعات زننده (اشاره به مجله پلیسی قدیمی Black Mask). فیلمنامه فیلم شدیدا تاثیر گرفته از قصه های جنایی عامه پسند قدیمیه که در مجله Black Mask چاپ می شدند (به نوعی ادای دین تارانتینوست). از مشخصه های داستان های این ژانر اغراق، دیالوگ های پر از اصطلاحات عامیانه و توجه به رفتار و گفتار مردانه اس. تارانتینو هم دقیقا به دلیل همین موارد به این سبک علاقه داره: سبکی که گاهی آدم بدها رو در مرکز صحنه قرار میده و به سطحی از بی اخلاقی می رسونه که مخاطب رو تا قلمروهایی کشف نشده می بره، به جایی که نمی دونه چه احساسی باید داشته باشه.

نکات جالب:

    • فیلم با بودجه 8 میلیون دلاری ساخته شده که مساوی دستمزد بروس ویلیس در فیلم جان سخت 2 و کمتر از دستمزدش در جان سخت 3 بوده.
    • تهیه کننده فیلم (Lawrence Bender) به عنوان بازیگر افتخاری در نقش یکی از گروگان های رستوران بازی می کنه.
    • با اینکه خیلی ها صحنه رقص وینسنت رو به فیلم های گریس و تب شنبه شب ربط میدن، تارانتینو اصرار داره که صحنه رقص تویست رو قبل از انتخاب بازیگر نوشته بوده و نقش وینسنت هم در اصل قرار بوده به مایکل مدسن داده بشه.
    • در رستوران جک ربیت اسلیمز اکثر پوسترها فیلم های قدیمی دهه پنجاه هستن، و کارگردان اکثرشون هم راجر کورمن، از فیلمسازهای مورد علاقه تارانتینوست.
    • فیلم سرشار از اشاره های مذهبی یا (به نظر من) نمادگرایی هجوآمیز مذهبیه. نقل قول های جولز از انجیل (هر چند که بیشترش من در آوردیه و توسط خود تارانتینو و جکسون نوشته شده)، توبه نهایی جولز که تصمیم می گیره «ارض را بپیماید«، نفرتش از گوشت غیر حلال. ضمنا شماره رمز قفل کیفی که وینسنت و جولز فرستاده شده اند که پسش بگیرند، 666 ه، و همینطور شماره رمز ورودی خانه میا.
    • بوچ (ویلیس) موتورسیکلتی به نام گریس رو می رونه که نام دو*ست د*ختر تارانتینو در اون زمان بوده.
    • بخش جیمی و گرگ برای تارانتینو یه جور خود زندگی نامه و ادای دین شخصی هم هست: هاروی کایتل (گرگ) در واقع تهیه کننده اولین فیلم تارانتینو یعنی سگ های انباری بود و علاقه نشون دادنش به فیلمنامه و بازی کردنش در فیلم برای تارانتینو کمک خیلی مهمی بود. در فیلم قصه های عامه پسند هم گرگ برای جیمی درست نقش هاروی کایتل برای تارانتینو در عالم واقع رو داره و با تدبیرش ازدواج جیمی رو نجات میده.

نقل قول های خواندنی درباره فیلم:

  • سمیوئل ال جکسن:  «نشستم و فیلمنامه رو از اول تا آخر خوندم، کاری که معمولا نمی کنم؛ یه نفس کشیدم، بعد دوباره خوندمش، کاری که هیچ وقت نمی کنم؛ فقط برای اینکه مطمئن بشم حقیقت داره. این بهترین فیلمنامه ای بود که تمام عمرم خونده بودم!»
  • تارانتینو:  «هر چیزی که من می نویسم شدیدا شخصیه و به همه چیزایی مربوط میشه که توی اون زمان دارم می گذرونم. وقتی قصه های عامه پسند رو نوشتم، داشتم برای اولین بار اروپا رو تجربه می کردم، واسه همینه که شخصیت جان تراولتا از اروپا برگشته و همه اش راجع به اونجا صحبت می کنه.»
  • تارانتینو از ارائه این تئوری توسط برخی منتقدان ناراحته که قصه های عامه پسند (با خشونت، هیجان بدزبان، و زن ستیزی اش) واکنشی به ارزش های پذیرفته جامعه است: «واقعا واسه این نیست که این کارا رو می کنم. قبل از هر چیز و بیشتر از هر چیز به شخصیت هام اهمیت میدم. ولی مساله اینه که وقتی سراغ شخصیتام میرم، مجبورشون نمی کنم از هیچ اصول اخلاقی به جز مال خودشون پیروی کنن. اما جالبه که در نهایت قصه های عامه پسند فیلم کاملا اخلاقی ای از کار درمیاد.«
  • تارانتینو:  «من که فکر می کنم فیلم هام خیلی هم اخلاقیه. لزوما سعی نمی کنم اینطوری بشن، ولی یه جورایی میشن دیگه. منظورم اینه که شخصیت سمیوئل جکسن، جولز، اون صحنه آخر رو داره که اصلاح شده و تصمیم می گیره زندگی گنگستری رو کنار بذاره. کل رستگاری اش در طول فیلم شکل می گیره، جزء به جزء، با یه مجموعه از نجات پیدا کردن ها و قسر در رفتن ها. منظورم اینه که قصه های عامه پسند آخرش یه فیلم دربارۀ گذشت و بخششه، البته توی یه دنیای سخت و وحشی.»
  • تیم راث (پامکین) درباره محتویات کیف دستی اینطور گفته:  «یک لامپ و یک باتری»
  • تارانتینو:  «همیشه این را گفته ام که نشانۀ یک فیلم اکشن خوب این است که وقتی آن را می بینید، می خواهید مثل شخصیت آن لباس بپوشید. کت و شلوارهای مشکی قصه های عامه پسند هم لباس رزم من است.»
  • تارانتینو (درباره اینکه چطور تراولتا رو برای این نقش انتخاب کرده):  «من خیلی ناراحت بودم که چطوری اون رو دور انداختن … این کارگردان ها چه مرگشونه؟ چرا نمی بینن که چی دارن؟ اگه فقط گرد و خاکش رو بگیرن … (و در حقیقت هم دادن این نقش به تراولتاکه دنیل دی لوئیس هم خواستارش بود ولی تارانتینو ردش کرد – در حکم یک برگشت دوباره او به عالم سینما به عنوان بازیگری قدرتمند بود)
  • تارانتینو: «برای نقش میا تقریبا با هر بازیگری که توی هالیوود بگی صحبت کردم. فکرم این بود که وقتی میا رو ببینم، می فهمم. اوما برای شام اومد و توی چند دقیقه فهمیدم او میا است.«
  • صحنه اوردوز تورمن و تزریق تراولتا، صحنه «خیلی محبوب» خود تارانتینو در فیلمه. در ادامه اضافه می کنه: «یکی از چیزایی که توی فیلمسازی بیشتر از همه دوست دارم  اینه که یه چرخش توی روایتت بدی و یهو اصلا توی یه فیلم جدید باشی. یه کمدی می تونه توی یه صحنه تبدیل به کابوس بشه و تماشاچیا بگن: «وای خدا، چی شد؟» خیلی وقتا شخصیتا هم همین احساس رو دارن. بهم خیلی حال میده.«
  • تارانتینو:  «قصه های عامه پسند قرار بود خداحافظی من با ژانر جنائی باشد، حداقل برای مدتی. قرار بود فیلمی باشد که عقده ام را خالی کند، سه فیلم به قیمت یکی. چیزی که می خواستم بعدش بکنم این بود که در ژانرهای دیگر کار کنم، هر ژانری. دوست دارم یک روز یک فیلم موزیکال کار کنم. به این فکرم یک فیلم بسازم که خیلی شخصی باشد، درباره چیزی که برای من اتفاق افتاده.»
  • تارانتینو در جواب به این سوال که چرا فیلم هاش اینطور ساختار پیچیده و غیر خطی ای دارند: «وقتی یه رمان خوب می خونی و از وسط داستان شروع میشه بعد توی زمان می پره، به نظرت مساله مهمی نمیاد. همه اش جزء یه روایته که به تدریج بار میشه. من مخالف ساختار خطی نیستم، فقط این تنها راهش نیست.» (یکی از معدود قهرمان های تارانتینو خارج از دنیای فیلم، جی. دی. سلینجر نویسنده معروف آمریکاییه.)
  • تارانتینو: «فکر می کنم فقط به چیزا متفاوت نگاه می کنم.، فکر نمی کنم دنبال کردن فیلمام سخت باشه. تنها چیزی که لازمه اینه که باید به دیدنشون دل بدی، باید کاملا درگیرشون بشی. من برای بیننده تفننی فیلم نمی سازم.» اون دوست داره چطور به یاد بمونه؟: «به عنوان یه قصه گوی خوب. اصلش اینه. در نهایت تنها کاری که دارم می کنم، ترکیب قصه گویی پیچیده با سوژه های زننده اس. [با پوزخندی بر لب] این چیزیه که به درد یه شب نشینی با فیلم می خوره.»
  • راجر اواری، دوست و همکار فیلم سازش، به مجله ونیتی فر: «یکی از مشکلاتی که مردم با کار تارانتینو دارن اینه که به جای زندگی، راجع به فیلمای دیگه حرف می زنه. درستش اینه که یه زندگی رو بگذرونی و بعد راجع به اون زندگی فیلم بسازی


نکات جالب فیلم از IMDb:

  • صحنه فرو کردن سرنگ حاوی آدرنالین به سینه میا، در واقع به صورت برعکس گرفته شد، یعنی تراولتا سرنگ رو بیرون آورد و بعد فیلم رو از عقب پخش کردند.
  • تارانتینو بین بازی کردن نقش های جیمی یا لنس شک داشت، که در نهایت نقش جیمی رو انتخاب کرد چون می خواست در صحنه اوردوز میا پشت دوربین باشه.
  • آخر کار بوچ به نکسویل برمی گرده که محل تولد تارانتینو هم هست.
  • در یه صحنه حذف شده از فیلم، وینسنت به میا میگه که همیشه درباره کتک خوردن از کاراکتر Emma Peel در Avengers خیال پردازی می کرده. بعدها اوما تورمن همین نقش رو در نسخه ای از Avengers بازی کرد.
  • اوما تورمن در ابتدا حاضر به پذیرفتن نقش میا نشد. تارانتینو مجبور شد نقش میا در فیلمنامه رو از پشت تلفن براش بخونه تا اونو وادار به پذیرفتن نقش کنه.
  • ایزابلا روسلینی، مگ رایان، داریل هانا، جوان کیوزاک، و میشل فایفر همگی برای نقش میا مورد مصاحبه قرار گرفته بودند. تارانتینو از بین این افراد میشل فایفر رو ارجح می دونست.
  • وقتی وینسنت برای اولین بار به خونه میا وارد میشه، یکی از درهای پشتی کمی بازه. این کار برای این انجام شد که تصویر دوربین در اون دیده نشه.
  • هروقت وینسنت به دستشویی میره اتفاق بدی میفته.
Advertisements

یک پاسخ »

  1. نام اولین فیلم تارانتینو ، سگدانی بود نه سگهای انباری دوست عزیز، کمی مطالعه ، بعد اظهار نظر

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s