بازی روابط و ما بازیکنان ناشی

استاندارد

زندگی مجموعه ای از بازیهاست. یکی از مهم ترین عوامل موثر در برد این بازی، شناخت قواعد بازیه. اگر کسی بدون آگاهی از قواعد یک بازی، مثلا فوتبال، وارد بازی بشه، نه تنها به احتمال زیاد نمی تونه به هدف یعنی کار گروهی و کمک به تیم برای برنده شدن دست پیدا کنه، بلکه دائما ازش خطا گرفته میشه چرا که اصول بازی رو بلد نیست؛ نمی دونه که فقط باید از پاهاش برای ضربه زدن به توپ استفاده کنه یا اینکه فقط به دروازه حریف گل بزنه، و در نهایت یا از طرف هم بازی هاش مورد بدرفتاری قرار می گیره و نادیده گرفته میشه، و یا به عنوان مهره غیر مفید از تیم کنار گذاشته میشه (با این فرض که در اثر ناشیگری دچار آسیب دیدگی نشده باشه).

دیدن زندگی به صورت یک بازی به ما کمک می کنه درک کنیم که چرا خیلی از اوقات بدون اینکه به زعم خودمون مرتکب خطایی شده باشیم از طرف دیگران طرد میشیم یا مورد سرزنش و انتقاد قرار می گیریم؛ چرا گاهی با وجود تلاش زیاد به هدفمون دست پیدا نمی کنیم؛ چرا در روابطمون با دیگران به مشکل بر می خوریم؛ چرا با اینکه سعی می کنیم خوب باشیم لگد می خوریم. دلیلش اینه که ما قواعد بازی زندگی رو بلد نیستیم. سال ها توپ می زنیم و از نفس می افتیم بدون اینکه به جایی برسیم، بعد زندگی و شرایط و بخت بد رو به باد ناسزا می گیریم و از هم بازی هامون شاکی میشیم.

شاید یکی از عمده ترین و سخت ترین مسائل در زندگی، مدیریت روابط شخصی باشه. خیلی از ما در این زمینه دچار مشکل هستیم. از عدم وجود درک و تفاهم در رابطه بین والدین و فرزندان گرفته، تا روابط کاری، یا روابط بین زنان و مردان. خیلی از ما هنوز راه برقراری ارتباط موثر رو نمی دونیم و به روابطمون به چشم کارزار و میدان جنگ نگاه می کنیم، جایی که باید خودمون رو اثبات کنیم، حرفمون رو به کرسی بنشونیم، به خواسته مون دست پیدا کنیم، و کنترل اوضاع رو در دست بگیریم. یاد نگرفتیم که به جای نگاه کردن از منظر خودمون، گاهی از منظر طرف مقابل به مسائل نگاه کنیم. قواعد حاکم بر بازی های روابط رو نمی دونیم و در نتیجه اغلب از نتیجه رضایت کافی نداریم.

در ادامه دو کتاب مفید در زمینه مهارت های ارتباطی معرفی می کنم. شما هم اگر کتاب مفیدی در این رابطه می شناسید معرفی کنید.

مثل یک مرد فکر کن، مثل یک زن رفتار کن

امسال فیلمی اکران شد به نام Think Like a Man. داستان فیلم درباره چند زوجه با مشکلات همیشگی بین زوج ها، همون توقعات و تفاوت ها و همون سوءتفاهم ها. در ماجرای فیلم، زنان داستان با کتاب پرفروشی آشنا میشن که مطالعه اش بهشون کمک می کنه دید مردانه رو بهتر درک کنن و روابطشون رو به طور قابل ملاحظه ای بهبود بدن.

فیلم چنگی به دل نمی زنه؛ مثل بیشتر فیلم هایی که چند داستان موازی رو رعایت می کنند از عمق کافی برخوردار نیست و صرفا یک کمدی رمانتیک معمولی هالیوودیه. ولی نکته جالب اینجاست که کتابی که در فیلم معرفی میشه واقعا وجود داره:  مثل يک زن رفتار کن، مثل يک مرد فکر کن نوشته استیو هاروی (که از تهیه کنندگان فیلمه و خودش هم نقشش رو در فیلم بازی می کنه).

این کتاب که تفسیری از نگاه مردان به عشق و روابط رو ارائه میده، یک کتاب کاربردی مختصر و مفیده برای درک رفتارها، معیارها و انتظارات آقایان، و همینطور اشتباهات زنان در زمینه روابط شخصی؛ و نکات کلیدی رو مطرح می کنه که می تونه باعث بهبود روابط برای هر دو طرف بشه. در واقع مثل دریچه ایه به دنیای ذهن مردانه، چیزی که برای بسیاری از خانمها یک راز به حساب میاد. به خصوص در کشور ما به دلیل اینکه اصولا آموزش و مرجعی در زمینه روابط شخصی وجود نداره، مطالعه این کتاب می تونه برای خانمها خیلی مفید باشه.

شخصا می تونم بگم خوندنش نکات مبهم و تیره (!) زیادی رو برام روشن کرد. ولی مطالعه اش رو به دو دسته توصیه نمی کنم: آقایان، و همچنین خانم های فمنیست دو آتشه ای که معتقدند مردان موجودات پلیدی هستند که قرن هاست زنان رو به استثمار کشیدند و به هیچ وجه امیدی به رستگاریشون نیست.

کتاب به فارسی ترجمه و منتشر شده (+)، و با یه سرچ ساده می تونید هر دو نسخه pdf اسکن شده و تایپ شده رو برای دانلود پیدا کنید.

قانون جذب در روابط

اسم کتاب (یا بهتره بگم ترجمه اسم کتاب، که ترجمه آزادیه از Law of Connection: The Science of Using NLP to Create Ideal Personal and Professional Relationships) یادآور کتاب معروف راز و قانون جذبه، ولی هیچ ارتباطی با اون نداره.

کتاب که بر اساس روش روانشناسی NLP یا برنامه ریزی عصبی – کلامی استواره، به معرفی چهار روش ارتباطی ذاتی افراد می پردازه و کمک می کنه درک کنیم که چرا با یک سری افراد خیلی راحت می تونیم ارتباط برقرار کنیم در حالی که به نظر می رسه زبان یک سری دیگه رو اصلا نمی تونیم بفهمیم. قدم بعدی آموزش نحوه برقراری ارتباط موثر با افراد با شیوه های مختلف ارتباطیه.

این کتاب بر خلاف کتاب قبلی تخصصی تره و مطالعه صرفش احتمالا فایده چندانی نداره. اگر کسی واقعا مایله که از این طریق کیفیت ارتباطاتش رو بهبود بده لازمه که تمرینات کتاب رو انجام بده تا کم کم بتونه در ارتباط با دیگران این روش رو به کار ببنده. در عین حال از نکات مثبت این کتاب اینه که باعث میشه خواننده به درک بهتری از خودش و شیوه های ارتباطی ای که به صورت ناخودآگاه به کار می بره برسه.

 مشخصات این کتاب رو می تونید در اینجا ببینید.

Advertisements

یک پاسخ »

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s