ما با همان و تنهایان

استاندارد

خبر کشته شدن 26 دانش آموز رو که شنیدم به این فکر افتادم که چقدر توی این چند سال ارزش زندگی ها برامون کم شده و چطور نسبت به دردهای دیگران بی تفاوت شدیم. هر روز اخبار مشابهی رو از جاهای مختلف دنیا می شنویم، متاسف میشیم، خدا رو شکر می کنیم که به جای خانواده قربانیان نیستیم، نهایتا پستی در فیس بوک می زنیم، و بعد از چند روز فراموش می کنیم. خودمون رو در جزیره آسایشمون حبس کردیم و خوشحالیم که این وسط قسر در رفتیم. این چند وقت اغلب با پیش اومدن هر مساله ناخوشایندی، ناخودآگاه از ذهنم می گذره که عادت می کنیم، انگار عادت و فراموشی شده سیستم دفاعی ما در برابر مسائلی که در برابرشون ناتوانیم.


شاید خیلی ها جوابشون این باشه که خب مگه چه کاری از دست ما بر میاد؟ غصه خوردن ما مگه دردی رو از دیگران دوا می کنه؟ 

ولی من معتقدم که خود بی تفاوت نبودن مهمه، حتی اگه هیچ کار مفیدی هم از دستمون بر نیاد. همین توانایی همدلی و همدردی ه که ما رو انسان می کنه. بی تفاوتی مثل آفتیه که کم کم روح رو می خوره و فاسد می کنه، اعصاب روح رو از کار می اندازه و بعد مدتی کاملا کرختش می کنه. بعد چند سال به خودمون میایم و می بینیم که دایره اهمیتمون منحصر شده به خانواده و دوستانمون، و حساسیتمون رو نسبت به دردهای افراد خارج از این دایره از دست دادیم. لازمه که هر از چندی یه تلنگری به روحمون بزنیم تا به خودش بیاد و در بی تفاوتی غرق نشه.

به نظرم داریم در دوره حضیض ارزش های انسانی و اخلاقی به سر می بریم. امیدوارم این یه سیر نزولی نباشه و فقط نقطه تاریکی در تاریخ بشریت باشه.

پی نوشت: این وبلاگ قراره سینمایی، ادبی، هنری باشه، ولی گاهی باید ناپرهیزی کرد و بی آداب و ترتیب گریزی به حرف های دل زد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s